روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٢ - ترجمه
خواهد [١]تا نفى كارى كند [٢]نفى كلّى،اگرچه آن كار صحيح بود آن را تعليق كند [٣]به محالى تا همچنان محال شود،يعنى چنان كه محال است كه شتر به سوراخ سوزن برود،محال است كه ايشان به بهشت روند،و مانند اين است قول شاعر [٤]:
اذا شاب الغراب اتيت اهلي
و صار القار كاللّبن الحليب
گفت:چون كلاغ سياه سفيد شود و قير چون شير شود،من با خانه آيم، يعنى هرگز نيايم،و مثله [٥]:
فانّك سوف تحلم او تناهى
اذا ما شبت أو شاب الغراب
و مثله [٦]:
فرجّى الخير و انتظري إيابي
إذا ما القارظ العنزىّ آبا [٧]
و مانند اين بسيار است.و عبد اللّه مسعود را كسى پرسيد از اين آيت،گفت:
«جمل»نمى [٨]شناسى يعنى هو زوج النّاقة،او جفت شتر ماده باشد.و حسن بصرى را يكى از پارسى زبانان پرسيد«جمل»چيست در اين آيت؟گفت:شتر به پارسى، و«سمّ الخياط»،سوراخ سوزن باشد در قول عبد اللّه عبّاس و مجاهد و حسن و سدّى و عكرمه،و ازآنجا زهر را«سمّ»خوانند كه در مسامّ مرد گذر كند،پندارى سوراخ كند و مىرود تا بنيت بيران كند،و هر ثقبى لطيف كه در تن باشد آن را «سمّ»و«سمّ»گويند به فتح«سين»و ضمّ او،و جمعش سموم باشد.
قال الفرزدق [٩]:
فنفّست عن سميه حتّى تنفّسا
و قلت له لا تخش شيئا و رائيا
[يعني ثقبى أنفه] [١٠]،،و جمع«سمّ»زهر سمام باشد،و خياط و مخيط سوزن باشد،چنان كه لحاف و ملحف و قناع و مقنع و ازار و ميزر و قوام و مقوم.
[١] .مج،وز،مل:خواهند.
[٣] [٢] .مج،وز،مل:كنند.
[٥] [٤] .مج،وز،مل+شعر.
[٩] [٦] .مج،وز+شعر.
[٧] .اساس:اياب،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٨] .اساس:مى،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[١٠] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.