روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٣ - ترجمه
وَ كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ ،و همچنين جزا دهيم گناهكاران را.روا باشد كه مجرمان كافران باشند و لكن نوعى دگر از كفّار كه نه متكبّران [١]باشند تا عطف الشىء على نفسه نباشد،چه كفر من اعظم الجرم باشد صاحبش را روا بود كه مجرم خوانند و روا باشد كه مراد گناهكاران باشند،و لكن تشبيه به عذاب باشد و نفى فتح ابواب آسمان دون دخول بهشت بر سبيل عموم بتخصيص ادلّۀ عقلى كه دليل كرده است بر آنكه مؤمن را بر ايمان ثواب ابد باشد و احباط باطل است، پس لا محال بايد تا او را به ثواب ايمان به بهشت برند.
لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهٰادٌ ،آنگه گفت:اين كافران متكبّران مكذّبان [٢][را] [٣]از دوزخ بسترها باشد از آتش و از بالاى [٤]سرشان سايه بانها باشد از آتش چنان كه گفت: لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النّٰارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ [٥].و«جهنّم»نامى است از نامهاى دوزخ،و محلّ او جرّ است جز كه لا ينصرف است براى تأنيث و علميّت، و اشتقاق او گفتهاند از جهومت است و آن غلظت باشد،و رجل جهم [٦]الوجه أى غليظ الوجه.و«مهاد»بستر گسترده باشد و خوار كرده،و منه مهد الصّبىّ و أمر ممهّد و مهّدت له الامر تمهيدا.و غواشى جمع غاشيه باشد و هو ما يغشاهم،و آن چيزى بود كه بازپوشد ايشان را،و منه غاشية السّرج [٧].محمّد بن كعب گفت:
غواشى مراد با او [٨]چادر شب است،و اين قولى است قريب براى آنكه چون بستر گفت،به مناسبت آن چادر شب گفت و اين بر سبيل تهكّم باشد[١٥٠-ر]، چنان كه گفت: فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِيمٍ [٩].و تنوين در«غواش»سيبويه گفت:
بدل«يا»ى محذوف است و از علامت تنكير است،و حكم غواشى [١٠]در اعراب !
[١] .مج،وز،لت:مستكبران.
[٢] .مج،وز،لت:مكذّبان مستكبران.
[٣] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٤] .مج،وز:و آن بالاى،لب:و از پاى.
[٥] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ١٦.
[٦] .مج،آج:جهيم.
[٧] .مج،وز،لت+و.
[٨] .مج،وز:به او.
[٩] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ٢١.
[١٠] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(١٥٨/٥):غواش.