روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٩ - ترجمه
عذاب مضاعف كن دوچندانى كه [١]عذاب ماست.
مقاتل گفت: أُخْرٰاهُمْ ،آنان كه بازپسين به دوزخ شوند،گويند آنان را كه پيش ايشان شده باشند.سدّى گفت:اهل آخر زمان قوم اوايل را گويند.قولى ديگر آن است كه:اذناب و اتباع و سفله،رؤسا و مقدّمان و مقتدايان را گويند:
رَبَّنٰا ،خداى ما پروردگار ما. هٰؤُلاٰءِ أَضَلُّونٰا ،اينان ما را گمراه گردند،اينان را عذاب دوچندان ده كه عذاب ما،و ضعف الشّىء مثله،و از عبد اللّه مسعود روايت كردند كه:مراد به«ضعف»در آيت ماران و كژدمانند [٢]،حقتعالى جواب دهد و گويد:همه را[١٤٩-ر]عقاب [٣]مضاعف خواهد بودن،يعنى هركس را آنچه جزاى اوست به سزا به قدر استحقاق خواهد رسيد [٤]و لكن كس نداند كه مقادير آن چند است و قدر استحقاق[آن] [٥]چگونه است.و گفتهاند معنى آن است كه:و لكن اين گروه ندانند كه بدان [٦]گروه چه عذاب است هركس عذاب خود داند.و أبو بكر عن عاصم خواند: وَ لٰكِنْ لاٰ تَعْلَمُونَ ،بتاء الخطاب،و لكن شما ندانى [٧]،و باقى قرّاء خوانند [٨]به«يا»بر خبر عن الغائب.
آنگه آخريان چون اين گفته باشند،اوّلينيان [٩]جواب دهند كه:چرا چنين باشد؟شما را بر ما فضلى نيست كه عذاب شما كمتر بايد و عقاب [١٠]ما بيشتر،بل هركسى به گناه خود گرفتار است كه اگر ما بر ضلال بوديم شما نيز همچنين بودى [١١]،و تقصير در [١٢]غفلت و ترك نظر از همه بر يك حدّ بود،چرا بايد تا ما را بر شما مزيّت بود؟و«اولى»و«اخرى»تأنيث اوّل و آخر باشد،و أفعل بر سه
[١] .مج،وز،مل،دوچندان كه.
[٢] .مج،وز،مل،آج،لب،آف،آن:كژدمانند.
[١٠] [٣] .مج،وز،مل:عذاب.
[٤] .مج،وز،مل:رسيدن.
[٥] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٦] .مج،وز،مل:برآن.
[٧] .مج،وز،مل،آج،لب:ندانيد.
[٨] .مج،وز،مل،آج،لب:خواندند.
[٩] .مج،وز،مل+و پيشينگان.
[١١] .مج،وز،مل:بوديد.
[١٢] .اساس:و،با توجه به مج،وز تصحيح شد.