روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٨ - ترجمه
و قوله: فَقُلْنٰا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خٰاسِئِينَ [١]،و معنى«خلت [٢]»انتقال چيز باشد از مكان خود كه جاى خالى كند،و گذشته [٣]را براى آن خالى خواندند كه جاى خالى كرده باشد،و [٤]جنّ اين جنس حيواناند معروف مستتر از چشم ما،و انس اين جنس حيوانند مميّز به صورت انسانيّت.آنگه حقتعالى حكايت احوال و گفتار ايشان كرد كه:هرگه كه گروهى از ايشان در دوزخ شوند،خواهر خود را لعنت كنند و مراد به خواهر صاحبند،و براى آن خواهر گفت و برادر نگفت كه بر معنى امّت و جماعت برون آورد،و مراد به برادرى و خواهرى مماثلت است و مشاركت در ملّت،يعنى مشركان مشركان را لعنت كنند و جهودان را و ترسايان ترسايان را،و همچنين هر صنفى از اصناف كفّار جنس خود را كه ايشان را دعوت كرده باشند با آن دين و طريقت ايشان را لعنت كنند.
و قولى دگر آن است كه:مراد به اخت مقدّم ايشان است و داعى ايشان، يعنى دعات و مقدّمان را سفله [٥]لعنت كنند و گويند:بار خدايا اينان ما را از راه ببردند،اينان را عذاب مضاعف كن،چنان كه در آيت حكايت كرد،آنگه گفت:
حَتّٰى إِذَا ادّٰارَكُوا فِيهٰا جَمِيعاً ،أى تداركوا،[تا] [٦]آنگه كه همه آنجا متدارك و متلاحق شوند و مجتمع و بعضى بعضى را دريابند.و أعمش بر اصل خواند:
حتّى إذا تداركوا،و نخعى خواند:حتّى إذا ادّركوا،مشدّد بى«الف»على وزن افتعلوا من الدّرك،تا همه مجتمع شوند در دوزخ آنجا در مناظره گيرند و ملامت يكديگر. قٰالَتْ أُخْرٰاهُمْ لِأُولاٰهُمْ ،امّت بازپسين امّت پيشين را گويند:
بار خدايا اينان مقدّمان و پيشروان [٧]ما بودند،ما [٨]به اينان اقتدا كرديم،اينان را
[١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٦٥.
[٢] .مج،مل،لب:خلوا.
[٣] .اساس:گزشته.
[٤] .اساس+و چون،با توجه به مج،وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٥] .اساس،آج،لب،بم:به صورت«مقدّمان و اسفله»هم خوانده مىشود.
[٦] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٧] .مل،آج،لب:پيشوايان.
[٨] .مج،وز،مل:و ما.