روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٥ - ترجمه
آيت فرستاد كه اين را به حج تعلّقى نيست،طعام و شراب مىخورى [١]و اسراف مكنى [٢]در آن.و بعضى دگر از مفسّران گفتند:مراد به«اسراف»،تعدّى است از حلال به حرام،از حلال به حرام تعدّى مكنى [٣].عبد اللّه عبّاس گفت:هرچه خواهى بخورى [٤]و هرچه خواهى درپوشى [٥]ما دام تا در خوردن اسراف نباشد و در لباس تكبّر،مجاهد گفت:«اسراف»آن باشد كه در حقّ خداى تقصير باشد، چه اگر به وزن كوه احد در طاعت خداى خرج كند [٦]مسرف نباشد [٧]،و اگر يك درم در معصيت خرج كند [٨]مسرف باشد [٩].
كلبى گفت:معنى«اسراف»آن است كه آنچه خداى تعالى حلال كرد حرام نكنى [١٠]از طعام [١١]و چيزهاى پاك حلال.و گفتهاند:تعدّى مكنى [١٢]در اكل و شرب از منفعت به مضرّت،يعنى تا به حدّ خود باشد نافع بود،چون از حدّ خود بگذرد مضرّت آرد و اگر همه داروى سودكننده باشد،چنان كه شاعر پارسى گفت: [١٣]
كه پا زهر زهر است چون افزون [١٤]شود
از اندازۀ خويش بيرون شود
گفتند:رشيد را طبيبى بود ترسا حاذق،علىّ بن حسين واقد [١٥]را گفت:در كتاب شما از علم طب چيزى هست يا نه؟و علم دواست:علم ابدان و علم اديان.علىّ بن حسين [١٦]گفت:خداى تعالى جملۀ طب در نيم آيت جمع كرد،فى قوله: كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لاٰ تُسْرِفُوا .گفت:از پيغامبر شما هيچ طب روايت كردهاند؟
[١] .مج،وز،آف:مىخوريد.
[١٢] [٣] [٢] .مج،وز،آج،آف:مكنيد.
[٤] .مج،وز:خواهى بخور،آج،لب:خواهى بخوريد،آف:خواهيد بخوريد.
[٥] .آج،لب،آف:خواهيد در پوشيد.
[٨] [٦] .مل:كنند.
[٧] .مل:نباشند.
[٩] .مل:باشند.
[١٠] .مج،وز،مل:مكنيد.
[١١] .مج،وز،مل،لت:طيّبات.
[١٣] .مج،وز+شعر.
[١٤] .مج،وز:كافرون،مل:كه افزون.
[١٥] .مج،وز:علىّ بن حسين بن واقد.
[١٦] .مج،وز،آج،لب:علىّ بن الحسين.