روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٥ - ترجمه
و بعضى نحويان گفتند:او را محلّى نيست از اعراب و«كتاب»مرفوع است به خبر مبتداء محذوف،كانّه قال:هذا كتاب،و بعضى [١]گفتند:محلّ او از اعراب [٢]رفع است بر ابتدا و خبر او كتاب است،و بعضى ديگر گفتند:در كلام تقديم و تأخيرى [٣]هست،و التّقدير انزل كتاب،و اين قول بعيدتر است لمخالفة [٤]الظّاهر.
و بهترينۀ اقوال آن است كه خبر مبتداى محذوف است با آنكه المص نام سوره است و محلّ او رفع است،اى هذه السّورة كتاب منزل اليك،گفت:اين كتابى است از خداى به تو فروفرستاده،نبايد كه از او در دل تو تنگى [٥]باشد،و معنى آنكه :نگر تا دلتنگ نكنى.و در«فاء»دو وجه گفتند:يكى آنكه تعقيب راست، يعنى پس ازآنكه شناختى كه كتاب از خداست چرا بايد كه [٦]تو را دلتنگ بود! دوم آنكه در جاى جواب بود و معنى آن باشد كه كتاب از خداى تو آمد،پس نبايد كه تو را دلتنگ باشد و معنى إذا بود.و در معنى دلتنگى به قرآن چند قول گفتند:يكى حسن بصرى گفت مراد آن است كه خاطر و فكرت پراكنده مدار به او،بل بايد كه همۀ خاطر تو آن بود كه چگونه جد نمايى به انذار به او.دوم عبد اللّه عبّاس و مجاهد و قتاده و سدّى گفتند مراد شكّ است،يعنى نگر تا شك نكنى در او كه اين كتاب براى انذار فرستادند به تو.قول سهام [٧]آنكه فراء گفت مراد آن است كه دلتنگ مكن به تكذيب مكذّبان و اصرار كافران لقوله: فَلَعَلَّكَ بٰاخِعٌ نَفْسَكَ عَلىٰ آثٰارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهٰذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً [٨].و قوله: لِتُنْذِرَ ،بيشتر اهل علم گفتند:چون فرّا و زجّاج و جز ايشان كه در كلام تقديم و تأخيرى هست [٩]،و تقدير آن است كه:(انزل اليك لتنذر به فلا يكن في صدرك حرج منه،)«لام [١٠]»تعلّق
[١] .مل،لت+دگر.
[٢] .آج،لب:ندارد.
[٣] .آج،لب:تأخير.
[٤] .مج،وز،مل،لت:بمخالفته.
[٥] .آج،لب:شكى.
[٦] .لت+تا.
[٧] .مل،بم،آن:سيم:آف:سيوم.
[٨] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٦.
[٩] .آج،لب:تأخيرست.
[١٠] .لب:كه لام.