روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٣ - ترجمه
كرد [١]ايشان را ديو تا پيدا كند [٢]ايشان را [٣]آنچه پنهان كرده [٤]از ايشان از عورتهاى ايشان،گفت:نهى [٥]نكرد شما را خداى شما از اين درخت مگر كه باشى [٦]شما دو فرشته يا باشى [٧]از هميشگان.
سوگند خورد با [٨]ايشان كه من هستم شما را از نصيحتكنندگان [٩].
فروگذاشت ايشان را به فريفتن چون بچشيدند [١٠]از آن درخت پديد آمد [١١]ايشان را عورتهاشان [١٢]باستادند [١٣]مىدوختند [١٤]بر خود [١٥]از برگ [١٦]بهشت ندا كرد ايشان را خدايشان [١٧]نه من نهى [١٨]كردم شما را از اين درخت[١٣٣-پ]و نگفتم شما را كه ديو شما را دشمنى آشكار است! گفتند ربّنا [١٩]ستم كرديم بر خود و اگر نيامرزى ما را و رحمت نكنى [٢٠]بر ما،باشيم از زيانكاران.
[١] .آج،لب:مكرّر.
[٢] .اساس:پيدا كند،با توجه به مج،وز،تصحيح شد.
[٣] .مج،وز+ديو.
[٤] .مج،وز،لت:پنهان باز كرده،آج،لب:مستورى مىبود.
[٥] .آج،لب:منع.
[٧] [٦] .مج،وز،آج،لب:باشيد.
[٨] .مج،وز:به.
[٩] .لت:نصيحت كنان،آج،لب:اهل اخلاص.
[١٠] .مج،وز:بچشند.
[١١] .مج،وز،لت:پيدا شد،آج،لب:ظاهر شد.
[١٢] .لت:عورتهايشان.
[١٣] .آج،لب:در ايستادند.
[١٤] .آج،لب:وصل مىكردند.
[١٥] .مج:بر هر دو.
[١٦] .لت:برق.
[١٧] .مج،وز،پروردگارشان.
[١٨] .آج،لب:منع.
[١٩] .مج،وز،لت:خداى ما.
[٢٠] .آج،لب:نبخشايى.