روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٢ - ترجمه
آيت فرستاد: إِنَّمٰا يُوَفَّى الصّٰابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسٰابٍ [١]،و اين اخبار كاشف است از معنى اين آيت. وَ هُمْ لاٰ يُظْلَمُونَ ،اى لا ينقصون،و بر ايشان هيچ ظلم نكنند،از حقّ ايشان هيچ بازنگيرند و آنچه بالاى استحقاق ايشان باشد از عقاب بر ايشان ننهند،آنچه حقّ ايشان باشد از ثواب من بدهم يكى را ده،يكى به استحقاق و نه به تفضّل [٢]،و آنچه حقّ من است بر ايشان رها كنم جمله به فضل يا بهرى [٣]رها كنم به رحمت يا جمله [٤]بستانم به عدل،آنچه حقّ اوست ذرّهاى كم نكنم و آنچه حقّ من است ذرّهاى بيش نستانم كه آنگه [٥]ظلم باشد [٦]،و ظلم از فعل من نيست و در قضيّۀ من روا نيست،سختتر چيزى كه از من بر بندگان من آيد عدل است آنچه از جهت من ترسند [٧]عدل باشد و آنچه از من اميد دارند فضل است.
قُلْ إِنَّنِي هَدٰانِي رَبِّي إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ ،بگو اى محمّد كه خداى تعالى مرا هدايت داد به معنى بيان و الطاف و توفيق به ره راست كه ره ايمان است و اسلام. دِيناً قِيَماً ،در نصب او چند قول گفتند:يكى آنكه بدل صراط مستقيم است به معنى و هدى متعدّى باشد به دو مفعول،يكبار به خود نحو قولك:
هديت القوم الطّريق و قوله: اِهْدِنَا الصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِيمَ [٨]،و يكبار به مفعول دوم به حرف جرّ رسد مثالش چنان بود كه اين آيت،پس جار و مجرور در جاى مفعول دوم است و محلّ او نصب است آنچه از او بدل كرد بر معنى [٩]نصب كرد آن را بر محلّ او.زجّاج گفت:نصب او بر معنى هدانى است براى آنكه در معنى هداني معنى عرّفنى هست،اى عرّفني ربّي دينا قيما.قول سيم [١٠]آن است كه:بر فعل مقدّر،و المعنى اعلموا و اعرفوا دينا.چهارم:على الاغراء،و التّقدير:الزموا دينا قيما.
[١] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ١٠.
[٢] .مج،وز،مل،آج،لب:تفضّل.
[٣] .اساس:بهدى،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٤] .آف:ندارد.
[٥] .مل:آنگاه.
[٦] .مل:ظالم باشم.
[٧] .لت:پرسند.
[٨] .سورۀ حمد(١)آيۀ ٦.
[٩] .اساس،آف،لت،آن:بعضى،با توجّه به مج تصحيح شد.
[١٠] .مج،وز:سهام،آف،لت:سيوم.