تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٨ - شرح آيات
شريك قرار دهم.»/ ٨٢ از اين آيه همچون ديگر آيات در مىيابيم كه تنها تسليم بدانچه انسان به يقين نمىداند كه خداوند بدان امر كرده است شرك محسوب مىشود.
خداوند انسان را بندهاى براى ذات متعال خود آفريده نه براى ديگرى، و به او اجازه نمىدهد كه از آزادى خود در برابر احدى دست بردارد، بلكه بر او واجب ساخته است كه بر ضد هر كس مىخواهد آزادى او را سلب كند و به حرمت استقلال او تجاوز كند، مقاومت ورزد و بايستد، و تنها تسليم به گردنكشى را شرك محسوب دارد، و براستى شرك را ظلمى بزرگ بشمارد.
امّا دعوت حق، دعوت به سوى خداست
«وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ- و حال آن كه من شما را به خداى پيروزمند آمرزنده دعوت مىكنم.» پس خداوند به پيروزمندى خود بر ما تسلّط دارد و چيرگى خود را بر ما واجب داشته، و با آمرزش خود توبه را از بندگان گزافكارش مىپذيرد كه ديرى در برابر جرايم طاغوت خاموشى گزيدند و رزق و روزى خدا را مىخوردند و دشمن او را مىپرستيدند، هم چنان كه توبه ساحران (فرعون) را پذيرفت.
[٤٣] شك نيست كه بشر- هر چند نيروهاى مادّى را تسخير كرده باشد- از هر طرف در احاطه ضعف و ناتوانى است، پس محكوم به سنّتها و قانونهاى خداست، و براى آن در جهت نافرمانى مىكوشد كه شايد از ضعف خود بكاهد و شايد خود را از بيمارى و پيرى و مرگ باز دارد و وارهاند، پس او ناتوانتر از آن است كه بتواند به ديگران نيرويى دهد و بنا بر اين شايستگى ندارد كه مردم را بدو دعوت كنند.
«لا جَرَمَ أَنَّما تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيا وَ لا فِي الْآخِرَةِ- بىشك آنچه شما مرا بدان دعوت مىكنيد ياراى آنش نيست كه در دنيا و آخرت كسى را به سوى خود خواند.» بلكه (چنان دعوتى) تنها خرافات و پندارها و آرزوهاى خام و