تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨١ - يكتاپرستى محور روابط اجتماعى
بلكه- عادة- در گسترش فحشاء و انتشار روح تجاوز و ستم مساهمت مىكند.
اگر به ژرفى به جست و جوى اسباب سنگدلى و دشمنى و عوامل پيكارها و جنگها و دشمنى ورزى ميان مردم، خواه در ميان يك اجتماع يا ميان امّتها بپردازيم سببى جز همين روابط جاهليّت را كه برخاسته از دنيا دوستى و زيب و زيور آن است نمىيابيم.
قرآن در اينجا ما را از افتادن به دام اين مهلكهها بر حذر مىدارد و به ما فرمان مىدهد كه به وحى چنگ درزنيم، و كسى كه از وحى روى گرداند شيطان بدو نزديك و با او همنشين مىشود، و او را از راه درست دور مىكند، و بديها را به ديدهاش مىآرايد.
پيداست كه باطن اين آيات و مراد اصلى آنها آگاه ساختن ما به نقش همنشين و قرين در زندگى انسان است، و اين قرين ممكن است زن يا شوهر يا همسفر يا همدرس يا شريك بازرگانى يا همنشين و همدم انسان باشد، و اسلام به ما فرمان مىدهد كه به ياد خدا باشيم تا معيار ما در انتخاب همنشين ربّانى باشد، زيرا انسان هر گونه باشد همنشين خود را نيز به گونه خود انتخاب مىكند، و چنان كه امام امير المؤمنين (ع) گويد
«هر كسى به همانند خود مىگرايد». «نيكان جز با همانندان خود نمىآميزند». «و بدان جز امثال خود را به دوستى نمىگيرند». [٤١]/ ٤٨٤ وقتى انسان همنشين خود را با معيارى الهى انتخاب كند رابطهاش با او استوار مىباشد، در حالى كه اگر مصلحت و منفعت يا هوى و خواهش پايه دوستى قرار داده شود با دگرگون شدن اوضاع و احوال و شرايط دگرگون مىشود.
هنگامى كه معيار الهى حكمروا باشد مؤمنان از گردهمايى خود بهشتى زمينى مىسازند كه در آن براى خدا به يكديگر مهر مىورزند و دلهايشان نسبت به آنان كه ايمان آوردهاند هيچ كينه و عقدهاى ندارند و هر يك از آنان چنان با
[٤١] - ميزان الحكمة، ج ٥، ص ٢٩٨.