تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦ - شرح آيات
آنها به منبع و سرچشمه زندگى حقيقى انسان تعبير شده، زيرا براستى همانهاست كه بشر را از نابوديها نجات مىدهد، و روح حركت و تكامل و عروج انسانى برتر را در او مىدمد، و شايد به همين سبب است كه «رسالت پيامبرى» نام گرفته و فرشتهاى كه آن را فرو مىآورد و همان جبرييل (ع) است «روح» خوانده شده است.
«يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ- به هر يك از بندگانش كه بخواهد به فرمان خود وحى مىفرستد،» اينجا اشارهاى است به اين كه «الرّوح» جزئى جدا شده از خدا نيست كه از نزد او به زمين فرود آيد، بلكه در واقع آفريدهاى است، پس از امر و فرمان خداست هم چنان كه ديگر آفريدگان نيز در وجود و هستى خويش از امر (و معلول فرمان) خداى متعالند، و اين مطلبى است كه اين آيه كريم بدان اشاره مىكند كه «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ [١٤] چون بخواهد چيزى را بيافريند، فرمانش اين است كه مىگويد: موجود شو، پس موجود مىشود». و اين بدان معنى است كه انبياء و پيامبران «خدايانى» نيستند كه وحى به ايشان اختصاص يافته باشد، بلكه/ ٣٩ بندگان خداى تعالى هستند و آنچه از وحى و منزلت والا دارند چيزى نيست كه تنها به سعى و كوشش خود بدان رسيده باشند بلكه به مشيّت و حكمت خدا بدان دست يافتهاند.
اين تفكّر، انديشه تكامل طبيعى را در مورد انسان نفى مىكند كه طرفداران آن ادّعا مىكنند كه انسان به طبع خود تكامل مىيابد تا آنجا كه به آسمان عروج مىكند يا به مقام پيامبرى و خدايى مىرسد. بلى، انسان مىتواند در نفس خود زمينه عروج را فراهم آورد، ولى خداوند است كه آن را كامل مىسازد، و چون كسى را به مقام انبياء رساند بدان معنى نيست كه او «خدا» شده است، يا مسئوليت را از او برداشتهاند، هرگز ... و دليل اين سخن آن كه نزول «روح وحى» بر هر انسانى
[١٤] - يس/ ٨٢.