تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٧ - رهنمودهايى از آيات
كلامى صادر شده است كه مقتضى مهلت دادنى قطعى در مخالفتهاست، و براستى اين دلالت بر واگذارى يا اهمال از جانب خدا ندارد! بلكه تنها دادن فرصتى براى آزمودن، و اگر چنين نبود بيقين خداوند ستمكاران را با تسلّط و قدرت (بيدرنگ) به عقوبت مىرساند و مؤاخذه مىكرد.
اختلاف بر زمينه شكّ نسبت به ارزشهاى حقيقى نمودار شده در كتاب متّكى است، و از اين رو امتها هنگامى كه به كتاب به عنوان محور وحدت و مرجع مخالفتها و نبردهاى خود تكيه مىكنند، اختلاف نمىورزند. ولى وقتى ايمان به كتاب را از دست دادند و به زيان ديگران به جستجوى مصالح و سود خود پرداختند، كشمكشها مىبالد و نبردها گسترش مىيابد، زيرا ضامن و عاملى كه مانع رانده شدن كشمكشها به سمت تندروى مىشود همانا ايمان به ارزشها و چنگ درزدن به ريسمان خداست، و گرنه چه زود بشر از رويدادهاى اجتماعى و سياسى پيرامون خود تأثّر مىپذيرد، و آن گاه به سبب نفس بسيار امر كننده خود به بدى به تند روى در عكس العمل نسبت به كسى كه بدو تجاوزى كرده يا در برابر او كوتاهى نموده مىكوشد و مىشتابد. و در گفته خداى تعالى كه گويد: «وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى [١٤] دشمنى با گروهى وادارتان نكند كه عدالت نورزيد، عدالت ورزيد كه به تقوى نزديكتر است». اشارهاى است روشن بدين طبيعت در انسان، و براستى انسان مىتواند با يقين و پايدارى بر راه راست از اين حدّ درگذرد و خواهشها و تبليغات گمراه كننده او را به سوى موضعگيريهاى افراطى و تندروى در برابر ديگران نراند. و اين امرى است بسيار دشوار كه انسان حق بگويد خواه به سود او باشد يا به زيان او، و اين همان است كه خدا پيامبر خود (ص) را بدان امر مىكند كه ميان مردم عدالت ورزد، زيرا عدل سرانجام به صلاح انسان منجر مىشود، وانگهى بيگمان هر فردى در برابر خدا مسئول اعمال خود در زندگى است، پس موجبى ندارد كه يكى آراء خود را بر ديگرى تحميل
[١٤] - المائدة/ ٨.