تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠ - شرح آيات
مىگردد كه گرچه خود بدان معتقد نيست امّا بتواند به مدد آن در برابر حق مقاومت كند. دليل اين كه باطل انبوه شده و مذاهب و مكاتب آن متنوّع گشته و سخن بسيار پيرامون آن گفته شده اين است كه باطل تكيه گاهى در واقعيّت و شاهد و دليلى از فطرت و سرشت آفرينش ندارد و از اين رو نيازمند به سفسطهاى بسيار به نام برهان،/ ٢١ و فلسفهاى به نام حكمت، و جدلى به اسم گفتگو شده است.
ولى با اين همه كارى از پيش نمىبرد و چيزى را به اثبات نمىرساند. و چنين است كه نصوص مذهبى جدال در دين را نهى كرده است. از پيامبر (ص) مروى است كه گفت: «مجادله كنندگان در دين خدا بر زبان هفتاد نبىّ نفرين و لعنت شدهاند، و هر كس در آيات خدا مجادله كند بيقين كافر است». [٣] باطل بيگمان- على رغم جدالى كه در حمايت آن مىشود- شكست مىخورد، زيرا خداوند از فراز عرش خود و از طريق سنّتهاى خويش در زندگى از حق دفاع مىكند، پس هر كوشش و اقدامى را كه براى از ميان بردن حق صورت گيرد ناكام مىگذارد و در هم مىشكند، پس حقّ است كه همواره پيروز مىشود، زيرا نيروى منطق، و منطق نيرومندى به تأييد پروردگار را در اختيار دارد.
«فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ- پس من آنها را به عقوبت فرو گرفتم، و عقوبت من چه سخت بود؟» و اين فرو گرفتن حاوى شدّت و همراه غافلگيرى است. سياق آيه چگونگى اين عقوبت را مىپرسد تا افكار ما را برانگيزد و به دنبال پاسخى بگرديم كه عبرت و اندرزى در آن باشد.
[٦] از آن رو كه در اينجا سخن از سنّتى الهى است كه بر زندگى حكمفرماست مىبينيم سياق آيات، پس از تخصيص دادن قوم نوح و احزاب (و گروههاى مخالف) به يادآورى، سخن را تعميم مىدهد تا شامل تمام كافران در هر مكان و زمانى شود، پس آنان همگى به عذاب و انتقام الهى دچار مىشوند.
[٣] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٥١١.