تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٨ - شرح آيات
از گياه و جاندارانش بيدار مىشوند و موجودات رداى روشنايى مىپوشند، چنان كه گويى به يكديگر مىنگرند، بر انسان جلوه افروز نمىشد، پس درازا و آرامش شب فعاليّت و جنبش و فروزش روز را آماده مىسازد.
«اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً- خداست آن كه شب را برايتان قرار داد تا در آن بياراميد و روز را روشنايى و بينايى بخشيد.» براستى، خداست كه شب و روز را بدين دقّت محدود و معيّن مقدّر كرد و به اندازه داشت. پس اگر حركت زمين در رويارويى با خورشيد، به دور خود نمىبود شب و روز از پس يكديگر نمىآمد، و اگر زمين به شتابى تندتر از آنچه اكنون دارد مىچرخيد، حتما آنچه بر آن قرار دارد مىپراكند و از هم مىگسست و در فضاى پهناور چون خس و خاشاك پراكنده مىشد، و اگر كندتر از اين به گرد خود مىچرخيد، زندگى بر اثر گاه سرماى بسيار و گاه گرماى افزون نابود مىشد/ ١٢١. پس منزّه است ذات سبحانى كه شب و روز را به اندازه معيّن و مقدّر كرد، و چه شگفت است حال كسى كه در آغوش شب مىآرامد و در عرصه روز به تكاپو درمىآيد آن گاه بر پروردگار خود بزرگى مىفروشد؟
«إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ- خدا فضل خويش را به مردم ارزانى مىدارد. ولى بيشتر مردم سپاس نمىگذارند.» مردم نعمتهاى بزرگ خدا، شب و روز را به ياد نمىآورند و نمىدانند كه آنان را در ايجاد اين نعمتها دستى نيست، بلكه فضل و منّتى است از جانب خدا بر آنان، و حقّى كه بر آنان است اين است پروردگار خود را كه چنين فضلى به ايشان كرده است سپاسگزار باشند، و رساترين سپاس آن است كه بدانند او نعمت بخش است، پس دلهايشان به ذكر او سر بسپارد، و سپس اندامهايشان به كار بندگى و عبادت او بپردازد.
[٦٢] به موجوداتى كه پيرامونت هستند بنگر، آيا در هر چيزى آثار قدرت، و لطف صنعت، و وسعت دانش و آگاهى، و كمال حكمت، و حسن تدبير او را