تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٩ - شرح آيات
شيفته شود، و خدا هيچ كسى را به چيزى همانند مهلتى كه بدو عطا فرمود، نيازمود». [٢٢] ٣- «اى مردم بايد خدا به هنگام نعمت شما را ترسان بيند، چنان كه از كيفر هراسان. آن را كه گشايشى در مالش پديد گرديد و گشايش را چون دامى پنهان (و استدراجى) نديد، خود را از كارى بيمناك در امان نپنداشت، و آن كه تنگدست شد و تنگدستى را آزمايشى به حساب نياورد پاداشى را كه اميد آن مىرفت، ضايع گذاشت». [٢٣] ولى چرا كافران پيامبران را به جادوگرى متّهم مىكردند؟ زيرا رسالتهايى كه پيامبران مىآوردند به دلها و خردها و عواطف آنها نزديك بود و به سوى آن جذب مىشدند، امّا/ ٤٦٤ نمىخواستند كه بدان ايمان بياورند، از اين رو آن را به جادو تفسير مىكردند زيرا شخصى را از جايى كه نمىدانست به سوى خود جذب مىكرد، ولى آنها تفاوت بزرگ ميان رسالت حق و جادوى باطل را نمىدانستند، اثر جادو زمانى و گهگير است و با زوال مؤثر زايل مىشود، و اين امر در رسالت وجود ندارد، هم چنان كه رسالت از تو در حالى مىخواهد موضعگيرى كنى كه در كمال بيدارى و هشيارى قرار دارى و با خرد خود آغاز به حركت كنى، بر عكس سحر و جادو كه تو مجبورى زير تأثير سحر رفتارى معيّن را در پيش گيرى، و جادوگر رستگار نمىشود در حالى كه صاحب رساله از جانب خدا نصرت مىيابد و پيروزمند است. از خود مىپرسيم: چگونه مىگفتند رسالت سحر است، در حالى كه خود پارهاى اوقات به سحر و جادو متوسّل مىشدند؟ پيداست كه سحر و جادو در نظر آنان ناپسند و زشت بوده و تنها پارهاى وقتها هنگام نياز بدان متوسّل مىشدهاند.
[٣١] چرا ناز پروردگاران و شادخواران غرقه در نعمتها نسبت به رسالتهاى
[٢٢] - همان مأخذ.
[٢٣] - همان مأخذ.