تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١ - شرح آيات
از جمله اين كه قيامت بسيار نزديك است، از مادّه ازف الامر، يعنى وقت كارى نزديك شد و فرا رسيد، و اينك آن ساعت نزديك كه از ما- افراد بشر- فاصلهاى جز يك بانگ بلند مرگ ندارد، و پس از آن بر بيشتر مردم پوشيده است و همگان از آن تا قيام ساعت قيامت بىخبر، مانند كسى كه در سراسر روز به خوابى عميق فرو رفته/ ٤٣ و آغاز و پايان روزش به هم پيوسته و آخر روز در نظر او همانند آغاز آن است.
امّا كسانى كه وضع ايمان و كفرشان روشن است و مؤمن ناب يا كافر محض بودهاند چون بميرند همان دم براى آنان قيامت است، ارواح مؤمنان بيدرنگ پس از جدايى از كالبدشان به بهشت روانه مىشود و در ارواح كافران همچون آل فرعون صبح و شام آتش مىافكنند، پس قيامت به همه ما نزديك است، و در قرآن بدين معنى اشاره شده و خداى تعالى گفته است: «فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ، فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ [١٩] جز اين نيست كه تنها يك بانگ بر مىآيد، و آنها خود را در آن صحرا مىيابند».
و از جمله آن معانى اين كه: عذاب در آن روز به مردم نزديك است، يا به سبب هول و هراسهاى آن روز نزديك است كه روح انسان از كالبدش بيرون شود.
«إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ كاظِمِينَ- آن گاه كه دلها لبريز از اندوه، نزديك حنجرهها رسد.» شايد مراد از قلب (دل) در اينجا با اضافه آن به روح باشد، قلب با واقعيّت مادّى خود، و اين چنان است كه هنگامى كه انسان دستخوش اضطراب و بىتابى مىشود احساس مىكند كه گويى قلبش به بالا برمىآيد، بويژه وقتى كه عامل اين اضطراب ناگهانى و نامنتظر باشد، و از آنجا كه تمام مردم به خود مشغولاند هيچ كس لحظهاى نمىيابد كه بتواند بدو سودى دهد و آنچه را در درون دارد بر او آشكار سازد از اين رو همه مكنونات ضمير خود را پنهان مىكنند و غيظ خود را
[١٩] - النّازعات/ ١٣- ١٤.