تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٤ - شرح آيات
كافران جز به گمراهى نيست». و كسى كه راهى ديگر جز راه خدا كه در رسالتها و اولياء او نمودار شده بپيمايد، بيگمان خطا و گمراهيش كه در آن بسى دور شده به روز قيامت يا حتى در دنيا به هنگام پاداش معلوم و آشكار مىشود.
/ ٣٨٩ «وَ تَرَى الظَّالِمِينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ- و ظالمان را مىبينى كه چون عذاب را بينند.» و فرصتى را كه بدانها داده شده بود كه اراده خود را بيازمايند از دست دادهاند، «يَقُولُونَ هَلْ إِلى مَرَدٍّ مِنْ سَبِيلٍ- مىگويند: آيا ما را راه بازگشتى هست؟» براستى، آن گاه كه ظلم خودشان آنها را به آتش دوزخ كشانيده آرزوى بازگشت مىكنند تا هدايت خدا را بر گمراهه نماييهاى شيطان برگزينند، ولى دريغ، آيا عقربههاى زمان به عقب برمىگردد، و آيا جوانى را به پيرى فرتوت باز مىگردانند و آيا شادابى خردسالى به كالبد كسى كه ساليان او را در هم شكسته و به كهنسالى رسيده است باز مىآيد.
براستى كه اين حقيقت نفس آدمى را از ژرفاى خود برمىانگيزد و متأثر مىسازد، پس چه خسارت بزرگى است براى ستمگران، و چه بهايى در برابر اين خسارت جبران ناپذير همسنگى مىكند؟! [٤٥] اين آيات در بيان سرانجام ستمگران هم چنان پياپى مىآيد كه اگر براى آنها برشمرند بيگمان ميليونها بار از پشيمانى خوردن بر قصورى كه در پيشگاه خدا مرتكب شدهاند مىميرند و از لحاظ روانى و جسمى شكنجه مىشوند، روانى از آن روى كه پس از والايى و بزرگى فروشى در دنيا احساس خوارى و پستى مىكنند، و جسمى از آن رو كه پيكرشان بزودى هيمه دوزخ خواهد شد.
«وَ تَراهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْها خاشِعِينَ مِنَ الذُّلِ- آنها را مىبينى كه ترسان و ذليل به جهنم مىبرند.» براستى مهمترين مانع نفسانى كه سدّ راه هدايت انسان مىشود همان تكبّر