تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٨ - سوم چرا بويژه دوستدارى؟
از چيزهايى كه در پالودن و زدودن بخشى بزرگ از بيماريهاى دل سهم دارد عشق به اولياء و دوستداران خداست كه نور آن دلها را غرقه مىسازد و فيض مىبخشد تا شامل تمام گروه عاشقان و شيفتگان شود.
/ ٣٤٤ عشق به پيامبر ما را دوستدارى تمام وابستگان او مىكند، و دوستدارى اهل بيت او به دوستدارانشان سرايت مىكند تا تمام آنها حزب الهى يگانهاى مىشوند كه به خاطر خدا با يكديگر دوستى مىورزند، و براى خدا به ديدار هم مىروند و در راه خدا با يكديگر آشنا مىشوند.
همچنين پيامبر دوستدارى آنان را به كشتى نوح تشبيه كرده كه ميان سوار شدگان بر آن وحدت وجود دارد هم چنان كه آن كشتى آنها را به زمين امن و امان مىرساند.
براستى ايشان ريسمانى هستند كه كسانى را كه به آنان متوسّل شدهاند به يكديگر استوار مىبندند، و بيگمان ايشان ستارگانى هستند كه راه رهجويان به خود را يكى مىسازند.
و از آنجا كه فرمانبردارى از اهل بيت، و توسّل به رهبرى شرعى پيشگام مقتضى جهاد با مشركان و پايدارى در برابر گردنكشان و خوش گذرانان، و مبارزه با جريان فساد و گمراهى است، و در نتيجه اين فرمانبردارى مقتضى جهاد و ايثار و شهادت است خداوند انگيزه آن را عشقى قرار داده كه هر دشوارى به وسيله آن آسان مىشود، و عاشق از هر چه در راه معشوق و محبوب مىدهد لذّت مىبرد. آيا نمىبينى كه مجاهدان چگونه در زندانهاى گردنكشان در برابر سختترين انواع شكنجه پايدارى و شكيبايى مىكنند، و آن گاه آن گونه كه محبوب آنان محمد (ص) فرمود مىگويند
«خدايا اگر اين تو را خشنود مىكند، پس بگيرش تا خشنود شوى».
آيا خبر ايثارگران را در ميدانهاى جنگ نشنيدهاى كه چگونه شربت مرگ را نوشيدند و در نظرشان گواراتر از عسل بود، زيرا آنان راه امام خود حسين (ع) را دنبال كردند كه در حالى كه زير ضربات شمشيرها و خنجرها و تيرها و پاره سنگها