تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٥ - شرح آيات
انتخاب اين كلمه در اينجا با سياق آيه كه از ولايت، و بر حسب تعبير ما از رهبرى با ما سخن مىگويد و آنچه به دنبال آن مىآيد از گسترش برخوردها خواه به داد يا بيداد، مناسبت دارد.
[٩] آرى، كافران و مشركان اوليائى غير از خدا گرفتند، و نفهميدند كه براستى تنها او ولىّ و دوستدار حقيقى انسان و صاحب توانايى مطلق است.
«أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُ- آيا جز خدا را به دوستى گرفتند؟ دوست حقيقى خداست،» زيرا سرنوشت ما بدوست، و اوست كه بر ما چيره است.
«وَ هُوَ يُحْيِ الْمَوْتى وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ- و اوست كه مردگان را زنده مىكند، و اوست كه بر هر كارى تواناست.» امّا اولياء و ياوران برساخته و پندارى بر هيچ كارى توانايى ندارند مگر بدان اندازه كه خدا براى آنها بخواهد، پس محدودند، و خردمند را شايستهتر آن كه به صاحب توانايى مطلق بپيوندد كه تحقق تمام آرزوهايش نزد اوست، و به مدد او به هدفهاى خود مىرسد.
[١٠] پروردگار ما معنى پيوستن حقيقى به ولايت و دوستدارى خدا را بيان مىكند، كه تنها به صرف ادّعا و آرزوى در دل و حتى فرمانبردارى از خدا در امور عادى كه انسان را/ ٢٩٤ به جهد و كوشش و مصلحت و تنازل و صرف نظر كردنى دشوار نمىافكند نيست بلكه تسليم و سر سپردن كامل بدين ولايت در همه شئون، و طبيعة به هنگام نبرد است، آنجا كه يك تن به انديشه و موضع خود متشبّث مىگردد و خودخواهيها و قوم گراييهاى او برانگيخته مىشود.
«وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ- و در هر چيز اختلاف مىكنيد.» اين چيز هر چه مىخواهد باشد و در هر جانب از جوانب زندگى قرار داشته باشد.
«فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ- حكمش با خداست.» از كتاب خدا درباره آن وحى و فرمان گرفته مىشود و از كسانى كه دلشان