تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٤ - شرح آيات
پاكدل خدا را مىبينى كه به درگاه او اصرار و الحاح مىكنند كه آنان را به خود وانگذارد و توفيقات خويش را از آنان باز ندارد.
ابن ابى يعفور گويد: «شنيدم ابا عبد اللَّه (امام صادق، ع) در حالى كه دستهاى خود را به آسمان برداشته مىگويد: (پروردگارا هرگز مرا لحظهاى سر خود مگذارد) نه كمتر و بيشتر، و بيدرنگ اشك از دو سوى محاسنش جارى شد، آن گاه رو به من كرد و گفت: (اى ابن ابى يعفور! براستى خداى عزّ و جلّ يونس بن متى را كمتر از چشم بر هم زدنى به حال خود وانهاد و آن گمان (بد براى او) پيدا شد) گفتم: خدا كارت را به صلاح آرد، آيا گرفتار كفر شد؟ گفت (نه، ولى مرگ در آن حالت همان هلاكت است)». [١١] «وَ الظَّالِمُونَ ما لَهُمْ مِنْ وَلِيٍ- و ستمكاران را هيچ دوستى نيست.» كه از آنها شفاعت كند، و آنها را از عذاب برهاند.
«وَ لا نَصِيرٍ- و نه ياورى است.» كه به آنها توجّهى كند، و شايد در اين مقطع از آيه اشارهاى بدين حقيقت مهمّ باشد كه: ستمگر/ ٢٩٣ هنگامى كه غير خدا را به دوستى مىگيرد، و از جابران پيروى مىكند، تنها به خويشتن زيان نمىرساند بلكه به ديگران نيز ستم مىكند، زيرا با پيروى خود از جابر و زورگوى (حتى با سكوت در برابر او) به چيرگى او بر ديگران سهيم مىشود.
و شايد اين آيه همچنين- هنگامى كه كلمه ظالمان را به كار مىبرد رهنمون بر اين حقيقت است كه هيچ عدالتى در غير ولايت و دوستدارى خدا نيست، و هيچ نجاتى جز بازگشت بدان ولايت وجود ندارد، پس ظالمان را دوست و ياورى نيست. و هر كس به حكمرانى ظالمان خرسند شود به آتش آنها مىسوزد، و دعايش در رهايى از آتش مستجاب نخواهد شد.
با آن كه لفظ ظالم مدلولى وسيع دارد تا شامل هر منحرفى بشود ولى
[١١] - موسوعة بحار الانوار، ج ١٤، ص ٣٨٧.