تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٨ - شرح آيات
درمان نمىكند، و همانا بازگشت وى به درگاه پروردگارش غايت سرافرازى وى و نهايت/ ٢٥٦ آرزوى وى است.
امام سجاد (ع) در مناجات با پروردگار خود گويد
«شوقم به سوى توست، و واله عشق توام، و به هواى تو عشق ورزم و مرادم خشنودى توست و ديدارت نياز من است، و جوارت مراد من، و نزديكى به تو نهايت درخواستم، و در مناجات توست روح و راحتم و نزد توست داروى درد و علّتم و سيرآبى عطشم و خنكى سوزندگيم و بر طرف شدن اندوهم (تا آنجا كه گويد) مرا از خود دور مكن! اى نعمت و بهشت من، و اى دنيا و آخرت من». [٤٥] و اين نفس گسترده آرزو كه خواهان تملّك دنيا و زياده بر آن است چنان به تنگنا مىافتد و افقهاى آرزو بر او بسته مىشود كه يأس و نوميدى از هر سو آن را فرا مىگيرد. آيا اين دليل بر فقر بشر و شدت نيازمندى او و بى خردى بزرگى فروشى او بر پروردگارش نيست؟
«وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ- و امّا چون بدى به او برسد بد انديش و نوميد مىگردد.» شايد «يأس» همان گسيختن اميد قلبى باشد، در حالى كه «قنوط» دست شستن از كوشش به سبب نااميدى است، و اين دو كلمه مانند دو لفظ شب و روز است كه چون با هم آيند جدا شوند و چون جدا شوند گرد آيند. پس اگر تنها لفظ «يأس» را به كار بريم معنى «قنوط دست شستن از كوشش به سبب نااميدى» را مىدهد و همچنين است بر عكس، ولى وقتى هر دو را با هم به كار بريم هر يك معنى خود را مىدهد.
يكى از مفسّران گويد: «يئوس» شدّت نوميد از خير و «قنوط» شدّت نوميدى از رحمت است، و گويد: «يئوس» نوميد از پذيرفته شدن دعاست، و «قنوط» بر پروردگار خود بدگمان است.
[٤٥] - مناجات المريدين، مفاتيح الجنان، ص ١٢٤.