تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٠ - شرح آيات
«وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ- و هر آينه موسى را كتاب داديم. امّا در آن اختلاف كردند.» پس اختلافشان در قرآن نيز دليل نقصى در آن نيست، ابدا، ابدا! بلكه به سبب كرى و سنگينى گوشها و كورى چشمانشان است، و هم چنان كه خدا با وجود بزرگ بودن تهمتشان در عذاب آنها شتابى نورزيد، در عذاب اينان نيز شتابى نمىكند. و اين همه براى آن است كه خداوند دنيا را سراى فتنه و آزمون مقدّر و مقرّر كرده است.
«وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ- و اگر نبود آن سخنى كه پروردگارت از پيش گفته بود، ميانشان كار به پايان مىآمد.» عذاب بر آنها فرود مىآمد، ولى خداوند از پيش سخنى گفته بود كه به منكران تا مدّتى معيّن مهلت مىدهد ولى اين مهلت نبايد آنها را بفريبد، و پارهاى آن را دليل بر اين نگيرند كه خداوند كتاب خود را ارج نمىنهد و به پيامبرانش يارى و پيروزى نمىدهد.
«وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ- و البتّه هنوز به سختى در آن در ترديدند.» گفتهاند: معنايش اين است كه اعراب هنوز درباره قرآن در ترديدند، و برخى گفتهاند: بلكه يهود، هم چنان درباره تورات شكّ دارند، و به نظر مىرسد اين معنى با سياق آيه كه به پيامبر دلدارى مىدهد نزديكتر و مناسبتر باشد، بدين سان كه اين پيامبر خدا، شكّ قوم تو در قرآن تو را اندوهگين نكند چه بنى اسراييل هنوز هم درباره تورات در ترديدند.
/ ٢٤٨ و گفتهاند: «ريب» زشتترين نوع شك است، پس- بنا بر اين- معنى مىشود كه آنها در شكّى زشتاند.
و گفتهاند: «ريب» همان شكّ همراه با بدگمانى است.
احتمال دارد كه معناى «ريب» همان شك رنج آور باشد. در لغت آمده است: أراب خلافا اقلقه و ازعجه ترديدى خلاف او را پريشان و ناراحت كرد، و در