تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٤ - شرح آيات
هر چيزى تواناست». [٣٩] [٤٠] دل بشر همچون زمين است، هر گاه به پروردگار خود سر بسپرد و به نشانههاى او پاسخ مثبت دهد، خدا آن را با ايمان زنده مىكند، امّا اگر بزرگ خويشتنى ورزيد و به نشانههاى خدا پاسخ مناسب نداد، گويى همچون صخرهاى است سخت كه از باران جنبشى (بر اثر رستن گياهان) در آن پديد نمىآيد.
/ ٢٤٢ و از آنجا كه آفرينش از نشانههاى خدا فيض مىبرد و بهرهمند مىشود، كافران سخت مىكوشند و مجاهدهاى مىكنند تا از آثار آن آيات بر خويشتن رهايى يابند، پس مىبينى كه نسبت بدانها الحاد مىروند، يا آنها را از جايهاى خود تحريف مىكنند، و براى خود به دنبال بهانهها و توجيهاتى مىگردند كه بدانها ايمان نياورند، ولى آيا اين بهانهها و نيرنگهاى آنها بر پروردگارشان پوشيده است؟ چگونه چنين چيزى ممكن است، در حالى كه اوست كه آنها را آفريده و علمش بر آنها احاطه دارد؟
بيقين آنها را روز قيامت در آتش دوزخ مىافكنند، آنها از مسئوليتهاى ايمان به پناه الحاد (و بهانه تراشى) خزيدهاند و گمان مىكردند كه اين بهانه آوردن آنان را از جزاى بد نجات مىدهد، در حالى كه نجات فقط در سرسپردگى به آيات خدا و پذيرفتن مسئوليتهايشان بوده است.
«إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنا- كسانى كه به آيات ما الحاد مىورزند.» اين آيه پس از ذكر چند آيه آمده است، زيرا فزونى آيات به كسى كه از تأثير پذيرى از آنها مىگريزد، سودى نمىرساند، و گروهى از مفسّران گفتهاند: معنى الحاد همان كارى بوده كه آنان از سوت كشيدن و دست زدن مىكردند، و گويا ايشان به ظاهر كلمه الحاد كه بر عمل متعدّى نسبت به ديگرى دلالت مىكند نگريستهاند كه به معنى تحريف ديگران از ايمان است مانند كسى كه آيات خدا را
[٣٩] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٥٥١.