تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٠ - شرح آيات
پشتيباناند و در آخرت نيكبختشان مىدارند، آنجا كه هر چه بخواهند و آرزو كنند به فراوانى در سرايى وجود دارد كه پروردگار آمرزنده مهربان آنان را مهماندارى مىكند.
بلى، نيكوترين سخن همان دعوت به خداست كه با عمل شايسته و سرسپردگى قرين باشد و نيز با خوى خوشى بزرگ همراه باشد كه صاحب آن خوى بهترين راهها را برمىگزيند و در آن صورت دشمن تبديل به دوستى مهربان مىشود،/ ٢١٨ و اين قلّه فضيلت است كه جز شكيبايان صاحب بهرههاى بزرگ بدان نمىرسند، و شيطان به تحريك و وسوسه يكى از آنان را اندكى عقب رانده، امّا آنان از شرّ او به خدا پناه مىبرند و خدا دعاى ايشان را مىپذيرد.
شرح آيات
[٣٠] همان گونه كه ممكن است انسان به حضيضى فرو افتد كه خداى سبحان همدمانى بد براى او مقدّر كند كه بدى عملش را در نظرش بيارايند و هرگز به راه راست هدايت نشود، هم چنان مىتواند در مدارج كمال بالا و بالاتر رود تا آنجا كه دلش مأواى فرشتگان خدا شود، دستهاى بر آن فرود آيند و گروهى از آن به معراج فرا روند. امّا چه وقت؟ هنگامى نسبت به طاغوت كفر ورزد و توحيد و يكتاپرستى خود را در ملأ عام اعلان كند، و بگويد: پروردگار من اللَّه است، نه بتها و همسان پنداشتهها، نه اجتماع فاسد و نه سلطه گردنكش.
بيگمان به ايمان داشتن در دل نسبت به پروردگارش بسنده نمىكند، بلكه ستيزنده با نيروهاى مادّى آن را آشكارا باز مىگويد و نشان مىدهد، و بدين وسيله در ميان نيزارهاى انبوه شرك راه توحيد و يكتاپرستى را براى مردم مىگشايد.
«إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ- آنان كه گفتند: پروردگار ما اللَّه است.» آنان چنين گفتند، و اين گفته خود به خود مبارزه طلبى است، و مبارزه طلبى به نوبه خود دعوت است، دعوت به شكستن پرده سكوت و ترس و مقاومت حالت نوميدى و منفى گرى.