دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٣١ - ١/ ٦ ٧ وصايت امام على در ادبيات صدر اسلام
و على جايى جز در كنج خانه خويش نبود
تا آن كه مرگ، عثمان را در خانه خودش به چنگ آورد.
تنها وصىّ پيامبر خداست در ميان خاندان او
و شهسوار مدافع او، كه بدو مثل مىزنند.
نعمان بن عجلان انصارى مىگويد:
چگونه اختلاف شود وقتى كه وصى، پيشواى ماست؟
چنين مباد، كه اين، جز سرگردانى و خوارى نيست.
خِرَدهايتان را مغبون مكنيد، كه خيرى نيست
در كسى كه هنگام پريشانىها خردمند نباشد.
و معاويه گمراه را فرو گذاريد و پيروى كنيد
از دين وصى، تا در آينده بدين كار، ستوده شويد.[١]
عبد الرحمن بن ذُؤَيب اسلمى سروده است:
هان! به معاوية بن حرب، پيام ده
كه تو را چه شده است؟ چرا براى جنگ نمىآيى؟
اگر به سلامت بمانى و يك روز هم از عمرت باقى باشد
با سپاهى گران به انبوهىِ خاك، به ديدارت مىآييم.
آن سپاه را وصى به سوى تو مىآورَد
تا تو را از گمراهى و ترديد، بازدارد.
و مغيرة بن حارث بن عبد المطّلب سرود:
اى فداييان! پايدارى كنيد، سپاه معاويه
شما را نترسانَد، كه حق، چيره مىشود.
و يقين بدانيد آن كه در مخالفت شما جان مىبازد
نگونبختى است كه جان خود را به خسران مىكشد.
در ميان شماست وصىّ پيامبر خدا، پيشوايتان
و داماد او و كتاب خدا كه در دسترس همه هست.
عبد اللّه بن عبّاس بن عبد المطّلب سرود:
[١] در وقعة صفّين، اين شعر، از نضر بن عجلان انصارى دانسته شده و در پايان آن به جاى« لتحمدوه آجلًا؛ در آينده، بدين كار، ستوده شويد» آمده است:« تصادفوه عاجلًا؛ شتابان به سوى او برويد».