دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦١١ - ١/ ٦ ٤ سرور اوصيا
پيامبرى پس از من نيست و بىترديد، او سرور اوصياست، همانگونه كه من سرور پيامبرانم[١].
٣٨٢. پيامبر خدا ٦ خطاب به على ٧: اگر نبود اينكه خاتم پيامبرانم، تو در پيامبرى با من شريك بودى. پس اگر پيامبر نيستى، وصىّ پيامبر و وارث او هستى؛ بلكه تو سرور اوصيا (جانشينان) و امام پرهيزگارانى.
٣٨٣. پيامبر خدا ٦: اى على! هنگامى كه روز قيامت فرا مىرسد، منادى از ميان عرش ندا مىدهد: «كجاست سرور پيامبران؟». پس من برمىخيزم. سپس ندا مىدهد: «كجاست سرور اوصيا؟». پس تو برمىخيزى.
رضوان، با كليدهاى بهشت، و مالك، با كليدهاى دوزخ به نزد من مىآيند و مىگويند: «خداوند جل جلاله به ما فرمان داد كه آنها را به تو بسپاريم و به تو بگوييم كه آنها را به على بن ابى طالب بسپارى». پس تو اى على! قسمت كننده بهشت و دوزخى.
٣٨٤. پيامبر خدا ٦: اى على! تويى سرور اوصيا و وصىّ سرور پيامبران.
٣٨٥. پيامبر خدا ٦: من، سرور اوّلين و آخرينم و على بن ابى طالب، سرور اوصياست.
٣٨٦. امام على ٧: من پيشواى مردمان و وصىّ بهترينِ آفريدگان و همسر سرور زنان امّت و پدر دودمان پاك و پدر امامانِ هدايتگرم. من برادر پيامبر خدا و وصى و ولى و
[١] گفتنى است اين حديث، در برخى نسخههاى كتاب التوحيد،( پس از حديث سيزدهم باب) آمده است.( م)