دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٥ - ٤/ ٢ جنگ احد
ضربه زدم و پاهايش را قطع كردم. او افتاد و به درآوردن شمشيرش از سپر من پرداخت، تا اينكه آن را درآورد و در حالى كه روى زانوانش ايستاده بود، با من مىجنگيد تا آن كه در زير بغلش شكافى ديدم. شمشيرم را در آن فرو كردم. پس كج شد و [افتاد و] مُرد و من از او دست برداشتم.
١٧٣. الإرشاد به نقل از سعيد بن مسيّب: اگر جايگاه على ٧ را در جنگ احد مىديدى، او را در سمت راست پيامبر خدا مىيافتى كه با شمشير، از او دفاع مىكند و جز او همه پشت كرده بودند.
١٧٤. امام باقر ٧: على ٧ در روز احُد، شصت زخم برداشت.
١٧٥. تفسير القمّى به نقل از ابو واثله شقيق بن سلمه، درباره على ٧: صورت و سر و سينه و شكم و دستان و پاهاى او، نود زخم برداشت.
١٧٦. اسد الغابة به نقل از سعيد بن مسيّب: بىگمان، در جنگ احُد، شانزده ضربه به على ٧ رسيد كه هر يك، او را به خاك انداخت و جز جبرئيل ٧، او را بلند نمىكرد.
١٧٧. السيرة النبويّة، ابن هشام به نقل از ابن اسحاق: چون ابو سفيان و همراهانش بازگشتند، ندا داد: وعده ديدار، سال آينده در بدر.
پس پيامبر خدا به مردى از اصحابش گفت، بگو: «آرى، وعدهگاه ما و شما باشد».
سپس پيامبر خدا، على بن ابى طالب ٧ را فرستاد و فرمود: «در پىِ [اين] گروه، بيرون برو و بنگر كه چه تصميمى دارند. اگر اسبها را از خود دور كردهاند و بر شترها سوار شدهاند، قصد مكّه دارند، و اگر بر اسبها سوار شدهاند و شترها را راندهاند، قصد مدينه دارند، و سوگند به آن كه جانم در دست اوست، اگر قصد مدينه داشته باشند، به سوى آنها مىروم و با آنان مىجنگم».