دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٢٧ - ١/ ٦ ٧ وصايت امام على در ادبيات صدر اسلام
نيز زَحْر بن قيس جعفى، در جنگ جمل سرود:
بر شما شمشير مىزنم تا مطيع على شويد
آن كه پس از پيامبر، بهترينِ همه قريش است.
آن كه خدا او را آراست و وصى ناميد
بىگمان ولىّ، پشتيبان ولىّ است،
همانگونه كه گمراه، پيرو فرمان گمراه است.
همه اين اشعار و رجزها را ابو مِخنف لوط بن يحيى، در كتاب وقعة الجمل آورده است. ابو مخنف، از محدّثان و از زمره كسانى است كه گزينش امام را به اختيار مردمان مىدانند. او از شيعيان به شمار نمىآيد.
از جمله اشعارى كه در صفّين سروده شده و دلالت بر ناميده شدن على ٧ به «وصى» دارند، اشعارى هستند كه نصر بن مزاحم بن يسار مِنقرى (از راويان حديث) در كتاب صِفّين ذكر كرده است. او مىگويد: زَحْر بن قيس جُعفى، سرود:
خدا بر احمد، درود فرستاد
فرستاده [خداوند] مالكى كه كامل كننده نعمتهاست.
فرستاده خداست و [شخص] پس از او
جانشينش استوار و مؤيِّد در ميان ماست.
على را مىگويم، وصىّ پيامبر را
كه به دفاع از او با گمراهان امّت مىجنگيم.
نصر [بن مزاحم] مىگويد: از اشعار منسوب به اشعث بن قيس است:
آن پيك خجسته (فرستاده على) نزد ما آمد
و مسلمانان از آمدنش شادان شدند؛
فرستاده وصى، وصىّ پيامبر
آن كه بر مؤمنان، سبقت و برترى دارد.
نيز از اشعار منسوب به اشعث بن قيس است: