دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٦ - (١٢) حديث دوازده جانشين
كلام، «همگى از قريشاند» يا «همگى از بنىهاشماند» بوده است. اين گونه نقلها، سه گونهاند:
الف جابر فقط مىگويد: «سپس پيامبر ٦ سخنى گفت كه نفهميدم»،[١] يا «سپس پيامبر ٦ سخنى گفت كه بر من پوشيده ماند»،[٢] بدون اينكه چرايى اين پوشيدگى سخن و شنيده نشدن آن را بيان كند.
ب جابر تصريح كرده است كه: «چون پيامبر ٦ صدايش را پايين آورد، من نشنيدم»،[٣] يا «سپس پيامبر ٦ به آهستگى سخنى گفت كه من نشنيدم. پس به پدرم گفتم: آنچه پيامبر ٦ آهسته گفت، چه بود؟»[٤] و يا «سپس پيامبر ٦ صدايش را پايين آورد. پس به پدرم گفتم: شنيدم كه پيامبر خدا فرمود:" پس از من، دوازده تن اميرند". آنچه آهسته فرمود، چه بود؟ گفت: [اين بود:]" همگى از قريشاند"».[٥]
ج تصريح شده است كه شنيده نشدن كلام پيامبر ٦ براى آن بود كه غوغا و تشنّج بهوجود آمد و كلامِ پيامبر خدا در سر و صدا و فريادهاى مردمان، شنيده نشد.
شگفتانگيز است اينكه پيامبر ٦ سخن مىگويد و مخاطبان، بر خلاف امر صريح الهى: «لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ؛[٦] صداهايتان راى از صداى پيامبر، بالاتر مبريد»، صداى خويش را چنان بلند مىسازند كه سخن پيامبر ٦، در ميان آن غوغا نامعلوم مىگردد و راوى، آن را نمىشنود و براى آگاهى از ادامه كلام، به ديگران پناه مىبَرَد، تا آنكه مىفهمد آن سخن، اين بوده است: «همگى از
[١] مسند ابن حنبل: ج ٧ ص ٤٢٧ ح ٢٠٩٧٦ و ٢٠٩٧٧.
[٢] مسند ابن حنبل: ج ٧ ص ٤٢٧ ح ٢٠٩٧٦ و ٢٠٩٧٧.
[٣] المعجم الكبير: ج ٢ ص ١٩٧ ح ١٧٩٩.
[٤] المعجم الكبير: ج ٢ ص ١٩٦ ح ١٧٩٤.
[٥] المعجم الكبير: ج ٢ ص ٢٥٣ ح ٢٠٦٢.
[٦] حجرات، آيه ٢.