دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٩ - (٨) احاديث ولايت
مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ.[١]
اى مؤمنان! اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بيرون آمدهايد، دشمن من و دشمن خودتان را دوست مگيريد كه به آنها مهربانى كنيد، در حالى كه آنان به دين حقّى كه براى شما آمده است، كفر ورزيدند و پيامبر و شما را به خاطر ايمان شما به پروردگارتان آواره كردند. با آنان سَر و سِرّ دوستانه داريد و من به آنچه پنهان مىداريد و آنچه آشكار مىداريد، آگاهترم و هر كس از شما چنين كند، بىگمان از راه راست، گمراه مىگردد».
آيه، طبق نظر مفسّران، بدون هيچ ترديد، درباره حاطب بن ابى بَلْتَعه است، پس از اينكه نامهاى به سوى قريش فرستاد.[٢]
و نيز فرموده است:
«فَتَرَى الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَرِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٌ.[٣]
آن گاه، بيماردلان را مىبينى كه در كار آنان مىكوشند و مىگويند: بيم آن داريم كه بلايى بر سرمان بيايد».
كه مراد، عبد اللّه بن ابَى است و مفسّران، يكسر، همين شأن نزول را آوردهاند.[٤]
بدين ترتيب، روشن مىشود كه اين نكتهگيرىِ برخى از مفسّران، نه از سر تحقيق، بلكه به انگيزه ترديدافكنى در فضيلتى بزرگ است، كه از اين موارد، كم نيست.
آيه، به روشنى، «ولايت» را در اللّه و پيامبر ٦ و على ٧ منحصر كرده است. پُر
[١] ممتحنه، آيه ١.
[٢] تفسير الطبرى: ج ١٤ جزء ٢٨ ص ٥٨، التبيان: ج ٩ ص ٥٧٦.
[٣] مائده، آيه ٥٢.
[٤] تفسير الطبرى: ج ٤ جزء ٦ ص ٢٧٨، الوسيط فى تفسير القرآن المجيد: ج ٢ ص ١٩٧.