دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٢ - (٥) احاديث منزلت
بود. پيامبر ٦ نگران از فتنهانگيزى منافقان و كينهتوزان در مدّت سفر طولانى خود، على ٧ را به عنوان «سرپرست اهل بيت و گروه مهاجر و ...» براى حراست از مدينه، در مدينه گذاشت.
فتنهانگيزان كه تمام نقشههاى خود را با بودن على ٧ در مدينه نقش بر آب مىديدند، شايعهاى ساختند و پراكندند كه پيامبر ٦ از همراهى على ٧ با او، ناخرسند بوده و از اين رو، على ٧ را به همراه خود نبرده است.
اكنون، شير بيشه نبرد و قهرمان بىبديل صحنههاى رزم، آماج اتّهام بود. على ٧ به محضر پيامبر خدا شتافت تا پرده از اين توطئه بردارد. پيامبر ٦ در نهايت صميميّت و با بيانى كه نشانگر عظمت على ٧ در نزدش بود، فرمود:
«ارجِع يا أخي إلى مَكانِكَ؛ فَإِنَّ المَدينَةَ لا تَصلُحُ إلّا بي أو بِكَ؛ فَأَنتَ خَليفَتي في أهلي ودارِ هِجرَتي وقَومي، أما تَرضى أن تَكونَ مِنّي بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسى إلّا أنَّهُ لا نَبِيَّ بَعدي؟».
اى برادر من! به جاى خود باز گرد كه مدينه، جز با من يا تو، سامان نمىيابد. تو، جانشين من در خاندان و هجرتگاه و قومم هستى. آيا خشنود نمىشوى كه براى من، به منزله هارون براى موسى باشى، جز آن كه پيامبرى پس از من نيست؟
پيامبر ٦ با صراحت، همه مناصب خود را، جز منصب نبوّت، براى على ٧ رقم زد و عملًا على ٧ را ادامهدهنده راه و تداومبخش مسئوليّت والاى خويش در زعامت امّت و مرجعيّت فكرى مردم، معرّفى نمود.
در برخى از نقلها آمده است كه پيامبر ٦ پيش از اين جمله صريحا فرمود:
«إنَّهُ لابُدَّ مِن إمامٍ و أميرٍ؛ فَأَنَا الإِمامُ، و أنتَ الأَميرُ».
مردمان را، امام و اميرى لازم است؛ من امامم و تو امير.[١]
[١] ر. ك: ج ٢ ص ٣٧( احاديث منزلت).