دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٥ - ١٣/ ١١ خدايا! به حق على، على را بيامرز
گرفتى و در جنگ احد، حمزة بن عبد المطّلب را و [امروز]، اين، برادر من على بن ابى طالب است. «پروردگارا! مرا تنها مگذار و تو بهترين بازماندهاى»[١]».
٢٩٣. شرح نهج البلاغة: چون على ٧ با عمرو [بن عبد ود] به مبارزه پرداخت، پيامبر خدا، پيوسته دستانش بالا بود و با چشمانى فرو هشته، سر به آسمان داشت و پروردگارش را مىخواند و چنين گفت: «خدايا! در جنگ بدر، عبيده را از من گرفتى و در جنگ احد، حمزه را. پس امروز، على را برايم حفظ فرما. «پروردگارا! مرا تنها مگذار، هر چند كه تو بهترين بازماندهاى»».
٢٩٤. مروج الذهب: پيامبر خدا، پس از آن كه جعفر بن ابى طالب طيّار در مؤته[٢] شام شهيد شد، على ٧ را هيچ كجا نمىفرستاد، مگر آن كه مىگفت: «پروردگار من! مرا تنها مگذار و تو بهترين بازماندهاى».
١٣/ ١١ خدايا! به حقّ على، على را بيامرز
٢٩٥. امام على ٧ در حكمتهاى منسوب به ايشان: چيزى را مىگويم كه پيش از امروز به كسى نگفتهام. يك بار از پيامبر ٦ خواستم كه براى من آمرزش بخواهد. فرمود: « [دعا] مىكنم».
پس برخاست و نماز گزارد و چون دستانش را به دعا بلند كرد، گوش فرا دادم، شنيدم كه مىگويد: «خدايا، به حقّ على نزد تو، على را بيامرز!».
گفتم: اى پيامبر خدا! اين چه [دعايى] است؟
[١] اشاره است به آيه ٨٩ از سوره انبيا.
[٢] مؤته، آبادىاى از سرزمين بلقا، ميان حجاز و شام و در نزديكى كَرَك است( المصباح المنير: ذيل« مؤتة»).