دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٩ - ١٢/ ٥ مأموريت به سوى يمنچند مأموريت مهم
عظمتها و منقبتهايى براى على ٧ است كه مىنگريد.
٢٥٢. تاريخ الطبرى به نقل از ابو اسحاق از بَراء بن عازب: پيامبر خدا، خالد بن وليد را به سوى مردم يمن فرستاد تا آنان را به اسلام دعوت كند و من در ميان كسانى بودم كه با او رفتيم. او شش ماه ماند و مردم به دعوت او پاسخ ندادند. سپس پيامبر ٦، على بن ابى طالب ٧ را فرستاد و به او فرمان داد تا خالد و همراهانش را بازگرداند و اگر كسى از همراهان خالد بن وليد خواست با او بيايد، اجازه دهد.
من از كسانى بودم كه به دنبال على ٧ رفتيم. چون به اوايل يمن رسيديم، به آنان خبر رسيد و همه جمع شدند. على ٧، برايمان نماز صبح را خواند و چون از نماز، فارغ شد، ما را در يك صف قرار داد و در جلوى ما ايستاد و پس از حمد و ثناى الهى، نامه پيامبر خدا را بر ايشان خواند. پس قبيله هَمْدان، همگى در يك روز مسلمان شدند.
على ٧، گزارش اين واقعه را به پيامبر خدا نوشت و چون ايشان نامه او را خواند، به سجده افتاد و سپس نشست و فرمود: «درود بر هَمْدان، درود بر هَمْدان!».
سپس اهل يمن، پى در پى مسلمان شدند.
٢٥٣. الطبقات الكبرى: پيامبر خدا، على ٧ را به يمن فرستاد و پرچمى براى وى بست و با دست خود، بر سرش عمامه نهاد و فرمود: «پيش رو و باز نگرد. چون بر سرزمينشان رسيدى، تا نجنگيدهاند با آنان مجنگ».
على ٧ با سيصد سوار، حركت كرد و آن، نخستين گروه سوارى بود كه به سرزمين مَذحِج، وارد مىشد. على ٧ يارانش را پراكنده كرد و آنان، اموال و غنايم و زن و فرزند و شتر و گوسفند و مانند آن را آوردند و على ٧، بريدة بن حصيب اسلمى را بر غنيمتها گمارد و او همه آنها را براى على ٧ گِرد آورد.
چون على ٧ اجتماع آنان را ديد، به اسلام دعوتشان كرد؛ امّا آنان از پذيرفتن دعوت، خوددارى ورزيدند و تير و سنگ پرتاب كردند. على ٧ هم يارانش را سازماندهى كرد و پرچمش را به مسعود بن سنان سِلمى سپرد و با يارانش بر آنها حمله بُرد و بيست تن از آنان را كشت.
آنان متفرّق و فرارى شدند؛ امّا على ٧ آنان را تعقيب نكرد. سپس آنان را به اسلام دعوت كرد. به سرعت، اجابت كردند و چند تن از رؤساى آنان با او بر اسلام، بيعت كردند و گفتند: ما بر قوم پشت سرمان ولايت داريم و اين هم زكات ماست. پس حقّ الهى را از آنها برگير.