دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢١ - بررسى و تحليل
گزاردن مشركان پس از آن سال و نيز تعيين تكليف پيمانهاى مدّت دار و بىمدّت، همگى احكام الهىاى بودند كه درباره آنها آياتى نازل شده بود. پس چه معنايى دارد كه ابلاغ برخى از آنها را به ابو بكر و ابلاغ برائت را به ابو هريره مربوط بدانيم (حال يا به تنهايى و يا پس از آن كه صداى على ٧ گرفت) و او نيز همه آنها را جار بزند تا آنجا كه صداى او هم بگيرد؟ و اگر اين كار در اين حال براى ابو هريره جايز باشد، چرا براى ابو بكر نباشد؟
آرى، برخى مفسّران (مانند ابن كثير و همگنانش) در اينجا وجهى تراشيدهاند تا مضمون اين روايات را توجيه و سپس تأييد كنند و آن اين است كه جمله «لا يؤدّى عنّى إلّا أنا أو رجل منّى»، ويژه ابلاغ برائت است و ديگر احكامى را كه على ٧ ندا مىداد، شامل نمىشود و پيامبر ٦، از آن رو على ٧ را براى ابلاغ آيههاى برائت [كه در بردارنده نقض پيمان با مشركان بود] در ميان حاجيان برگزيد كه بنا بر عادت عرب، جز كسى كه پيمان را بسته يا مردى از خاندانش، آن را نقض نمىكند و رعايت اين عادت جارى عرب، باعث شد تا پيامبر ٦ ابلاغيه برائت را كه در آن نقض پيمان با مشركان بود، از ابو بكر بگيرد و به على ٧ كه مردى از خاندانش بود بدهد تا بدين وسيله، سنّت عرب را حفظ كند.
اينان گفتهاند: اين، معناى گفته پيامبر ٦ به ابو بكر است كه چون پرسيد: اى پيامبر خدا! آيا درباره من چيزى نازل شده است، فرمود: «نه؛ ولى از جانب من، جز من يا مردى از خاندان من ابلاغ نمىكند». يعنى من تو را عزل و على ٧ را نصب كردم تا سنّت جارى عرب را حفظ كنم.
كاش مىدانستم كه از كجا مفروض گرفتهاند سخنى كه جبرئيل ٧ فرود آورد: «إنّه لا يؤدّى عنك إلّا أنت أو رجل منك»، منحصر به ابلاغ نقض پيمان است و معناى ديگرى ندارد، در حالى كه هيچ دليل عقلى و نقلىاى بر اين انحصار نيست و جمله، آشكارا مىفهماند كه هر چه ابلاغش بر عهده پيامبر خداست، جايز نيست كه كسى جز خود او و يا مردى از خاندانش به ابلاغ آن