دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١١ - ١٢/ ٣ مأموريت به سوى فلس
پس على ٧ حركت كرد و با مالى كه پيامبر ٦ همراهش كرده بود، نزد آنان آمد و خونبها و خسارتهاى مالى آنان را پرداخت تا آنجا كه خسارت كاسه آبخورى سگان را نيز ادا كرد و هيچ خون و مالى نماند، جز آن كه جبران كرد و بخشى از مال هم باقى ماند.
على رضوان خدا بر او باد، پس از اتمام كار به آنان فرمود: «آيا خونبها يا خسارتى باقى مانده است كه به شما پرداخت نشده باشد؟».
گفتند: نه.
فرمود: «من اين مال باقىمانده را نيز از سرِ احتياط و از جانب پيامبر ٦ به شما مىدهم، براى چيزهايى كه نه او مىداند و نه شما».
پس كار را به انجام رساند و به سوى پيامبر ٦ بازگشت و به ايشان گزارش داد. پيامبر ٦ فرمود: « [كار را] درست و نيكو گزاردى».
سپس پيامبر خدا برخاست و رو به قبله ايستاد و دستانش را چنان بالا برد كه زير بغلهايش ديده مىشد و سه بار فرمود: «خدايا! من از آنچه خالد بن وليد كرده، در پيشگاه تو بيزارى مىجويم».
١٢/ ٣ مأموريت به سوى فُلُس[١]
٢٤٣. الطبقات الكبرى: پيامبر خدا، على بن ابى طالب ٧ را با صد و پنجاه تن از انصار، سوار بر صد شتر و پنجاه اسب و با پرچمى سياه و درفشى سپيد به سوى فُلُس فرستاد تا آن را منهدم كند.
[١] فُلُس يا فَلْس، نام بتى در سرزمين نجد بود كه قبيله« طَىّ»، آن را عبادت مىكردند( معجم البلدان: ج ٤ ص ٢٧٣).