دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩١ - ٤/ ٢ جنگ احد
مسلمانان به حمايتش برخاستند تا پرچم را بگيرند. پس پيامبر خدا فرمود: «آن را در دست چپش بِنهيد كه او پرچمدار من در دنيا و آخرت است».
و در نقل غير اوست: پس مقداد، پرچم را برداشت و به على ٧ داد و پيامبر ٦ فرمود: «تو پرچمدار من در دنيا و آخرتى».
١٥٩. المعجم الكبير به نقل از ابو رافع: چون على ٧ در جنگ احد، پرچمداران [قريش] را كشت، جبرئيل ٧ گفت: اى پيامبر خدا! اين، فداكارى است.
پيامبر ٦ فرمود: «او از من است و من از اويم».
جبرئيل ٧ گفت: و من هم از شمايم، اى پيامبر خدا!
١٦٠. تاريخ الطبرى به نقل از ابو رافع: چون على بن ابى طالب ٧، پرچمداران [قريش] را كشت، پيامبر خدا گروهى از مشركان قريش را ديد و به على ٧ فرمود: «بر آنها يورش ببر!».
او يورش بُرد و جمعشان را پراكنده كرد و عمرو بن عبد اللّه جمحى را كشت.
سپس پيامبر خدا، گروهى [ديگر] از مشركان قريش را ديد و به على ٧ فرمود: «بر آنها يورش ببر!».
پس يورش بُرد و جمعشان را پراكنده كرد و شيبة بن مالك، يكى از بنىعامر بن لُؤَى را كشت. پس جبرئيل ٧ گفت: اى پيامبر خدا! اين، فداكارى است.
پيامبر خدا فرمود: «او از من است و من از اويم».
جبرئيل ٧ گفت: و من هم از شمايم.
پس صدايى شنيدند [كه مىگفت]:
شمشيرى جز ذوالفقار نيست
و جوان مردى جز على نيست.
١٦١. الإرشاد به نقل از عبد اللّه بن مسعود، در يادكردِ جنگ احد: پرچم مشركان با طلحة بن ابى طلحه بود كه قوچ (سركرده) گروه خوانده مىشد؛ و پيامبر خدا، پرچم مهاجران را به على بن ابى طالب ٧ داد و او آمد تا زير پرچم انصار ايستاد.