دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨ - «دانشنامه امير المؤمنين» در يك نگاه
سامان داد و فرمان بازگشت به صفّين را صادر كرد. در اين سپاه عظيم، حسين بن على ٨، قيس بن سعد و ابو ايوب انصارى، هر يك بر ده هزار رزمآور، فرماندهى مىكردند؛ امّا اندوها كه ترور ناجوانمردانه امام ٧ به دست جنايتكارِ «متنسّك (پايبند به ظواهر دين)»، همه برنامهها را به هم زد و تدبيرهاى ارجمند امام ٧ براى از بُن درآوردن ريشه فتنه در شام، نقش بر آب شد، نيروها باز گشتند و ...!
در اين بخش، از آنچه به اختصار آمد، به تفصيل، گزارش شده است و ريشهها و زمينهها و چرايى و چگونگى اين حوادث غمبار، تحليل و تبيين شده است.
بخش هشتم: شهادتطلبى امام على
پيامبر خدا از شهادت امير مؤمنان على ٧ خبر داده بود. امام ٧ كه بيش از آن كه صبغهاى زمينى داشته باشد، آهنگى آسمانى و درونمايهاى ملكوتى داشت، در انتظار پرواز بود؛ آن هم پروازى سرخ. چنين بود كه در هنگامهاى كه شمشير بر فرقش نشست و آن را شكافت و در آستانه عروج قرار گرفت، فرمود:
وَاللّهِ ما فَجَأَنى مِنَ المَوتِ وارِدٌ كَرِهتُهُ، ولا طالِعٌ أنكَرتُهُ، وما كنُتُ إلّا كَقارِبٍ وَرَدَ، وطالِبٍ وَجَدَ.[١]
به خدا سوگند، با مردن، چيزى بر من درنيامد كه آن را نپسندم، و چيزى پديدار نگرديد كه آن را زشت شمارم؛ بلكه مانند جوياى شبانه آب بودم كه ناگهان بدان رسد يا خواهانى بودم كه مطلوبش را بيابد.
بخش هشتم، ويژه گزارش تفصيلى پيشگويى پيامبر خدا از شهادت على ٧، و گفتار مولا درباره شهادتش و مسائل مرتبط با آن است. گزارش چگونگى جريان ترور، سخنان آموزنده و عظيم امام ٧ از هنگام ترور تا لحظه شهادت، موضع
[١] نهج البلاغة: نامه ٢٣.