دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٧ - گزارش و سنجش
و به من فرمان داد كه در خوابگاهش بخوابم و با [گذشتن از] جانم از او محافظت كنم. پس به سرعت و از سرِ اطاعت و شادمانىِ اينكه به پاى او كشته مىشوم، به اين كار، مبادرت كردم.[١]
و روشنتر از همه آنچه آورديم، اشعار ارجمند خود على ٧ در وصف اين فضيلت والاست كه:
«با جانم بهترين كسى را كه بر ريگزار قدم گذارده است، حفظ كردم
و گرامىترين كسى را كه گِرد كعبه و حجر اسماعيل، طواف كرده است.
فرستاده خدا بيم آن داشت كه با او نيرنگ كنند
امّا خداى بخشنده، او را از نيرنگ نجات داد.
و پيامبر خدا شب را ايمن و آسوده در غار به سر برد
محافظت شده و در حراست و استتار الهى.
و شب، مشركان را مىپاييدم و گمان نمىبردند كه من هستم
و خود را آماده كشته شدن و اسارت كرده بودم».[٢]
امام ٧ در اين اشعار صريح و روشن، دليل حضور خود در بستر پيامبر خدا را آمادگى براى كشته شدن، اسارت وفداكارى در جهت محافظت از جان پيامبر خدا اعلام كردهاست.
[١] الخصال: ص ١٤، بحار الأنوار: ج ١٩ ص ٤٦ ح ٧.
[٢] المستدرك على الصحيحين: ج ٣ ص ٥ ح ٤٢٦٤، تذكرة الخواصّ: ص ٣٥؛ الغدير: ج ٢ ص ٤٨.