دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٣ - فصل سوم ايثار شگفت در شب هجرت
كه خداوند با او بر فرشتگان هفت آسمان مباهات كند؟!».
و پيامبر ٦، على ٧ را بر بسترش نهاد تا امانتهايى را كه نزد او بود، بازگردانَد و خود به سمت غار روانه و در آن، پنهان شد. قريش نزد بستر پيامبر خدا آمدند و على ٧ را يافتند. گفتند: پسر عمويت كجاست؟
گفت: «شما به او گفتيد كه از شهر ما بيرون رو، او هم رفت».
پس به دنبال ردّ پايش رفتند؛ ولى او را نيافتند.
١١٩. مجمع البيان در ذكر خوابيدن على ٧ در بستر پيامبر ٦: نقل شده كه چون [على ٧] در بستر وى خوابيد، جبرئيل ٧، نزديك سرش ايستاد و ميكائيل ٧، نزديك پاهايش و جبرئيل ٧ ندا داد: «به به! چه كسى مانند توست كه خداوند با او بر فرشتگان مباهات كند؟!».
١٢٠. الأمالى، طوسى به نقل از ابن عبّاس: مشركان در دار النَّدوَه گِرد آمدند تا در مورد پيامبر خدا مشورت كنند. جبرئيل ٧ نزد پيامبر خدا آمد و خبر اين جلسه را براى ايشان آورد و به او گفت كه آن شب در خوابگاهش نخوابد.
پس چون پيامبر خدا خواست كه بخوابد، به على ٧ فرمان داد كه آن شب در خوابگاه او بخوابد. على ٧ خوابيد و خود را با بُرد سبز رنگ حَضرَمى كه پيامبر خدا در آن مىخوابيد، پوشانيد و شمشير را در كنارش قرار داد.
چون آن گروه از مردان قريشْ دور [خانه] او مىچرخيدند و در كمين كشتنش بودند، پيامبر خدا بيرون آمد و در حالى كه ٢٥ تن از آنان جلوى در نشسته بودند،