دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١١ - ١/ ٨ سيما
اوصاف على ٧: گندمگون، خوشسيما و مفصلهايش ستبر بود.
٥٨. تاريخ دمشق به نقل از مُدرِك: على ٧ را ديدم كه موهايش بلند و از خوشسيماترينِ مردمان بود.
٥٩. نثر الدرّ: على ٧ از صفين بازگشت، در حالتى كه گويى [موى] سر و ريشش پنبه است. پس به ايشان گفته شد: اى امير مؤمنان! كاش [آنها را] رنگ مىكردى.
فرمود: «حنا، زينت است و ما قومى اندوهزدهايم».[١]
٦٠. المناقب، ابن شهر آشوب به نقل از ابن اسحاق و ابن شهاب: ثبيت خادم، در دوران زندگى امير مؤمنان، [وصف] صورت و سيماى وى را نوشته بود. اين نوشته به دست عمرو بن عاص رسيد. پس روى در هم كشيد و آن را پاره پاره كرد و [به جاى آن] نوشت: «ابو تراب، كاملًا گندمگون، بزرگشكم و ساقْباريك بود» و از اين گونه چيزها. از اين رو، در توصيفش اختلاف ايجاد شد.[٢]
[١] مىتوان گفت كه اندوه امام ٧، به خاطر حَكميّت و ماجراهاى پيش از آن بوده است؛ گرچه سيّد رضى، آن را اندوه وفات پيامبر خدا دانسته است.
[٢] گفتنى است: علّت برخى اختلاف نقلها و تحريفات در توصيف امام على ٧، از اين نقل، فهميده مىشود. اين نقل، نشان مىدهد كه دشمنان امام ٧، به تحريف واقعيتهاى تاريخى و شخصيت معنوى ايشان بَسنده نكرده، مشخّصات ظاهرىِ آن امام بزرگوار را نيز به گونهاى ديگر جلوه دادهاند. م.