دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٩ - ١/ ٨ سيما
گفت: اين، على بن ابى طالب، پسر عموى پيامبر خدا، برادر پيامبر خدا، وصىّ پيامبر خدا و امير مؤمنان است.
٥٥. الطبقات الكبرى به نقل از رزام بن سعد ضبّى: شنيدم كه پدرم على ٧ را توصيف مىكند و مىگويد: مردى بود بلندتر از ميانهبالا. شانههايش ستبر و ريشش بلند بود و اگر [از دور] به او مىنگريستى، مىتوانستى بگويى كه گندمگون است، و اگر از نزديك در او دقّت مىكردى، مىگفتى: به سبزه از گندمگون، نزديكتر است.
٥٦. وقعة صفّين: على ٧، ميانهبالا بود، چشمانش درشت و سياه و چهرهاش از زيبايى، گويى ماه شبِ چهارده بود. شكمش فربه، سينهاش پهن، كف دستانش زِبر، استخوانهايش ستبر و گردنش چون جام نقره بود. موهاى جلوى سرش ريخته بود و در سرش مويى نبود، جز موهايى تُنُك در پشتِ سر.
استخوانهاىِ سرشانه او همچون شير ژيان بود. چون راه مىرفت، مىخراميد و پيكرش روان مىشد. پشت گردنش به سانِ كوپال گاو نَر بود. بازويش از ساعدش قابل تشخيص نبود و كاملًا در هم پيچيده بود. مچ دست كسى را نگرفت، جز آن كه نفسش بند آمد و تاب دم برآوردن نياورد.
به سبزه مىزد. بينىاش كوتاه و ظريف بود. هرگاه به سوى ميدان جنگ حركت مىكرد، به شتاب مىرفت و خداوند، او را با عزّت و نصرتش تأييد مىكرد.
٥٧. المناقب، خوارزمى به نقل از محمّد بن حبيب بغدادى (صاحب المحبّر) در بيان