دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠١ - ٢ وصى
ونزديك، و دوست و دشمن، از اين عنوان مولا آگاهى داشتند. متون تاريخى و روايى اين حقيقت، خواهد آمد و اكنون، تنها به يكى از آنها اشاره مىكنيم. در جنگ جمل، جوانى از بنى ضبّه از زمره جمليان بيرون آمد و به رجزخوانى پرداخت و گفت:
ما بنى ضبّه، دشمنان على هستيم
آن كه از قديم به «وصى» شناخته مىشود.[١]
٤٢. تاريخ دمشق به نقل از انس بن مالك: پيامبر خدا [به من] فرمود: «برايم آب وضو بياور».
پس وضو گرفت و برخاست و دو ركعت نماز گزارد. سپس گفت: «اى انَس! نخستين كسى كه از اين در داخل مىشود، امير مؤمنان و پيشواى روسپيدان و سرور مؤمنان، على است».
٤٣. الكافى به نقل از على بن ابى حمزه: ابو بصير در حضور من، از امام صادق ٧ پرسيد: فدايت شوم! پيامبر خدا، چند بار به معراج رفت؟
فرمود: «دو بار. پس جبريل ٧ او را در جايى متوقّف كرد و به او گفت: اى محمّد! همين جا بِايست! بىگمان در جايى ايستادهاى كه هيچ فرشته و پيامبرى در آنجا نايستاده است .... پس خداى متعال فرمود:" اى محمّد!". گفت: بله، اى پروردگار من!
فرمود:" پس از تو چه كسى براى [رهبرى] امّت توست؟".
گفت: خداوند، داناتر است.
فرمود:" على بن ابى طالب، امير مؤمنان، سرور مسلمانان و پيشواى روسپيدان"».
٤٤. امام على ٧: پيامبر خدا فرمود: «اى على! خداى عز و جل تو و خانواده و پيروان و
[١] ر. ك: ج ١ ص ٦١٧( وصايت امام على در ادبيات صدر اسلام).