اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٦٧ - «باب شصت و سيم» در ذكر مجلس حضرت امام رضا(ع) با اهل
راه رفت و مردگان را زنده گردانيد و كور مادر زاد و پيس را به كرد و امتش او را پروردگار فرا نگرفتند و كسى او را از غير خداى عز و جل نپرستيد و حزقيل پيغمبر مثل آنچه عيسى بن مريم ٧ كرد كرده بود چه او سى و پنج هزار نفر را بعد از مردن ايشان بشصت سال زنده گردانيد بعد از آن حضرت بجانب راس الجالوت التفات كرد باو فرمود كه اى راس الجالوت آيا در تورية اين گروه را در جوانان بنى اسرائيل مييابى كه بخت نصر كه معنيش بچه بت نصر نام است ايشان را از دليران بنى اسرائيل برگزيد در هنگامى كه غزوه بيت المقدس نمود بعد از آن ايشان را بسوى بابل برگردانيد پس خداى عز و جل حزقيل را بسوى ايشان فرستاد و ايشان را زنده گردانيد و اينك در تورية مذكور است و كسى غير از كافر از شما اين را دفع نميكند راس الجالوت گفت كه ما اين را شنيدهايم و اين را شناختهايم حضرت فرمود كه راست گفتى بعد از آن گفت كه اى يهودى اين كتاب و سفر از تورية را بر من فرا گير و آن حضرت ٧ از تورية چند آيه را بر ما خواند و آن يهودى شروع كرد كه بجهت خواندن حضرت خود را مىجنبانيد يا آن را ترجيح ميداد و تعجب ميكرد بعد از آن رو بآن نصرانى آورد و فرمود كه اى نصرانى آيا اين گروه پيش از عيسى بودند يا عيسى پيش از ايشان بود گفت بلكه ايشان پيش از او بودند امام رضا ٧ فرمود كه قريش اجتماع كردند و بخدمت رسول خدا ٦ آمدند و از آن حضرت خواستند كه مردگان ايشان را از براى ايشان زنده گرداند پس على بن ابى طالب ٧ را با ايشان فرستاد و بآن حضرت فرمود كه برو بسوى اين دشت و ببلندترين آواز خويش بنامهاى آن گروهى كه از ايشان سؤال ميكنند نداء كن كه اى فلان و اى فلان و اى فلان محمد رسول خدا ٦ بشما ميگويد كه برخيزيد باذن خداى عز و جل پس ايشان برخاستند و خاك را از سرهاى خويش ميافشاندند و قريش شروع كردند كه ايشان را از حال و كار ايشان مىپرسيدند پس ايشان را خبر دادند كه محمد بپيغمبرى مبعوث شده و گفتند كه ما دوست داشتيم كه دريابيم و باو ايمان آوريم و هر آينه كور مادرزاد و پيس و ديوانگان را به كرد و چهار پايان و مرغان و جن و شياطين با او سخن گفتند و ما او را از غير خداى عز و جل پروردگار فرا نگرفتيم و از براى هيچ يك از اين گروه فضل ايشان را انكار نكرديم و در هر زمان كه