اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٨١ - (باب پنجاه و سيم) در بيان مشيت و اراده خدا و هر دو بمعنى خواستن است
ميدهد در هر وقت كه خود خواهد يا هر وقت كه تو خواهى عرض كرد كه هر وقت كه خود ميخواهد فرمود كه تو را داخل ميكند در هر جا كه خود خواهد يا در هر جايى كه تو خواهى حضرت فرمود كه پس على ٧ فرمود كه اگر غير از اين را ميگفتى آنچه را كه چشمهايت در آنست ميزدم يعنى سرت را بر ميداشتم.
و بهمين اسناد گفت كه مردى از پيروان بنى اميه بر حضرت صادق يا باقر ٨ داخل شد و ما بر آن حضرت ترسيديم و بخدمتش عرض كرديم كه كاش پنهان ميشدى و ما ميگفتيم كه او در اينجا نيست فرمود بلى او را رخصت دهيد زيرا كه رسول خدا ٦ فرموده كه خداى عز و جل در نزد زبان هر گوينده و در نزد دست هر گشاينده ايست پس اين گوينده نميتواند كه چيزى بگويد مگر آنچه خدا خواهد و اين گشاينده نميتواند كه دستش را بگشايد مگر بآنچه خدا خواهد پس آن مرد بر حضرت داخل شد و او را از چيزى چند كه بآنها تصديق كرده بود سؤال نمود و رفت.
حديث كرد ما را احمد بن حسن قطان گفت كه حديث كرد ما را احمد بن محمد بن سعيد همدانى گفت كه حديث كرد ما را على بن حسن بن فضال از پدرش از مروان بن مسلم از ثابت بن ابى صفيه از سعد خفاف از اصبغ بن نباته گفت كه امير المؤمنين ٧ فرمود كه خداى عز و جل بسوى داود ٧ وحى نمود كه اى داود تو چيزى ميخواهى و و من چيزى ميخواهم و نميباشد مگر آنچه من ميخواهم پس اگر تسليم شوى از براى آنچه من خواسته باشم آنچه خواهى بتو عطاء كنم و اگر تسليم نشوى از براى آنچه من خواسته باشم تو را در تعب و رنج افكنم در آنچه ميخواهى بعد از آن نباشد مگر آنچه من ميخواهم حديث كرد ما را محمد بن احمد بن حسن بن وليد «رضى» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسن صفار از محمد بن عيسى بن عبيد از سليمان بن جعفر جعفرى كه گفت امام رضا ٧ فرمود كه مشيت و اراده از صفات افعال است پس هر كه گمان كند كه خدا پيوسته مريد و شائى يعنى خواهنده بوده موحد نيست كه بيگانگى خدا قائل باشد پدرم و محمد بن حسن «رضى» گفتند كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمد بن عيسى