اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٠٤ - «باب سى و ششم» در رد بر ثنويه و زنادقه
ايشان را بر جماعت خاصى از كسانى كه ميخواهد از خلق خويش تبارك و تعالى گماشته و امور را بهر وضع كه خواهد تدبير ميكند و هر عملى چنان نيست كه صاحب علم بتواند كه آن را از براى همه مردمان تفسير و بيان كند زيرا كه بعضى از ايشان قوى و بعضى از ايشان ضعيفاند و بجهت آنكه بعضى از آن چيزيست كه طاقت حمل آن باشد و ميتوان برداشت و بعضى از آن چيزيست كه حملش در تحت طاقت نيست مگر آنكه خدا حمل آن را از برايش آسان گرداند و او را بر آن يارى كند از دوستان مخصوصش و جز اين نيست كه همين تو را بس باشد كه بدانى خدا زندهكننده ايست ميراننده و بدانى كه او تنها را ميميراند بر دستهاى هر كه خواهد از خلق خويش از فرشتگانش و غير ايشان آن مرد عرض كرد كه يا امير المؤمنين اندوه را از من بردى خدا مسلمانان را بتو بهرهمند گرداند على ٧ بآن مرد فرمود كه اگر چنان باشى كه خدا سينهات را گشاده باشد بآنچه از برايت بيان كردم تو از جمله مؤمنانى از روى حق و راستى بحق آن خدائى كه دانه را شكافته و بندگان را آفريده آن مرد عرض كرد كه يا امير المؤمنين چگونه مرا اين امر ميسر شود كه بدانم كه من از جمله مؤمنانم از روى حق و راستى حضرت فرمود كه اين را نداند مگر كسى كه خدا او را اعلام كرده باشد بر زبان پيغمبرش ٦ و رسول خدا ٦ از برايش به بهشت شهادت داده باشد يا خدا سينهاش را گشاده باشد از براى آنكه بداند آنچه را كه در كتابهائى است كه خداى عز و جل آنها را بر رسولان و پيغمبرانش فرو فرستاده آن مرد عرض كرد كه يا امير المؤمنين كيست كه اين را طاقت داشته باشد فرمود كسى كه خدا سينهاش را گشاده و او را از براى آن توفيق داده باشد پس بر تو باد كه عمل كنى از براى خدا و بآن چنگ در زن در نهان كار خويش و آشكارت كه چيزى نيست كه با عمل برابر باشد مترجم گويد كه مؤلف گفته كه مصنف اين كتاب «ره» ميگويد كه دليل بر اينكه صانع يكيست نه بيشتر از آن اينست كه ايشان اگر دو باشند امر در ايشان خالى از اين نباشد كه يا هر يك از ايشان قادر باشد بر منع صاحبش از آنچه ميخواهد يا قادر نباشد پس اگر همچنين باشند منع بر ايشان روا باشد و هر كه اين امر بر او روا باشد