اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٢ - «باب چهارم» در تفسير سوره توحيد يعنى سوره قل هو الله أحد و آن را سوره اخلاص و سوره الصمد و نسبة الرب نيز ميگويند
بسوى آفرينش خود نظر كند از برايش ثابت شود و آن جناب عز و جل آفريننده ايشان و تركيب دهنده ارواح و اجساد ايشانست و اما صاد دليل است بر اينكه آن جناب عز و جل صادق و راستگو است و گفتارش صدق و سخنش صدق است و بندگانش را بسوى پيروى كردن صدق خوانده و بصدق خانه صدق را وعده فرموده و اما ميم دليل است بر ملك و پادشاهى او و آنكه او پادشاه حقى است كه هميشه بوده و هميشه خواهد بود و پادشاهيش برطرف نخواهد شد و اما دال دليل است بر دوام و هميشگى پادشاهيش و آنكه آن جناب عز و جل دائم و هميشه است و برتر است از بودن و زوال بلكه آن جناب عز و جل هستى دهنده صاحبان هستى است كه بهستى دادنش هر هستى دارنده هستى بهمرسانيده بعد از آن حضرت ٧ فرمود كه اگر حاملانى چند را از براى علم خويش كه خداى عز و جل بمن عطاء فرموده مىيافتم هر آينه نشر توحيد و اسلام و ايمان و دين و شريعتها از لفظ الصمد ميكردم و چگونه اين امر مرا ميسر شود و جدم امير المؤمنين حاملانى را از براى علم خويش نيافت حتى آنكه چنان بود كه آه سرد از سينه پر درد بر ميكشيد و بر سر منبر ميفرمود كه از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد پس بدرستى كه در ميان دندههاى من علم بسياريست آه آه آگاه باشيد كه كسى را نمىيابم كه آن را بردارد و آگاه باشيد كه من بر شما از جانب خدا حجت رسايم پس دوست مداريد گروهى را كه خدا بر ايشان خشم كرده بحقيقت كه از آخرت نوميد شدهاند چنان كه كافران از صاحبان قبرها كه مردگانند نوميد شدهاند بعد از آن حضرت باقر ٧ فرمود كه حمد از براى خدائيست كه بر ما منت نهاده و ما را از براى پرستش خود توفيق داده يگانه صمدى كه نزاده و زاده نشده و هيچ كس او را همتا نبوده و نخواهد بود و ما را از پرستش بتان دور گردانيده حمد هميشه و شكرى واجب و قول آن جناب عز و جل لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ ميفرمايد كه خداى عز و جل نزاده تا او را فرزندى باشد كه پادشاهيش را از او ارث برد و زاده نشده كه او را پدرى باشد كه با او در پروردگارى و پادشاهيش شركت كند و كسى او را همتا نبوده تا او را در سلطنتش يارى دهد.
حديث كرد ما را پدرم «رضى» گفت كه حديث كرد مرا سعد بن عبد الله گفت كه