اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٨١ - «باب چهارم» در تفسير سوره توحيد يعنى سوره قل هو الله أحد و آن را سوره اخلاص و سوره الصمد و نسبة الرب نيز ميگويند
آتش از سنگ نه بلكه او خداى صمديست كه نه از چيزى است و نه در چيزى و مخترع چيزها است و آفريننده آنها و پديد آورنده چيزها است بقدرت خويش كه آنچه از براى فناء و نيستى آفريده بخواستش از هم ميپاشند و آنچه از براى بقاء و ماندن خلق كرده بعلمش باقى ميماند پس اين خداى صمديست كه نزاده و زاده نشده و داناى نهان و آشكار و بزرگيست صاحب برترى و هيچ كس او را همتا نبوده و نخواهد بود.
و وهب بن وهب قرشى گفت كه از حضرت صادق ٧ شنيدم كه ميفرمود گروهى از اهل فلسطين بر حضرت باقر ٧ وارد شدند و او را از مسائلى چند سؤال كردند و ايشان را جواب داد بعد از آن او را سؤال كردند از معنى صمد حضرت فرمود كه تفسيرش در خود آنست و الصمد پنج حرف است پس الف دليل است بر انيت و تحقق آن جناب و آن قول آن جناب عز و جل است كه شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ يعنى گواهى داد خدا باينكه نيست خدائى مگر او و آن تنبيه و اشاره است بسوى غائب از دريافتن حواس و لام دليل بر الهيت و خدائى او است باينكه آن جناب خدا است و الف و لام مدغماند كه در يك ديگر داخل شدهاند و بر زبان ظاهر نميشوند و در گوش واقع نميشوند و در نوشتن ظهور دارند و دليلاند بر اينكه خدائيش بلطفى كه دارد نهان است كه نه بحواس دريافته مىشود و نه در زبان وصفكننده واقع مىشود و نه در گوش شنونده زيرا كه تفسير اللَّه همان كسى است كه خلق از دريافتن ماهيت و كيفيتش حيران شدهاند بحس يا بخيال نه بلكه او مخترع خيالها و آفريننده حاسها است و جز اين نيست كه آن در نزد نوشتن ظاهر مىشود و اين دليل است بر اينكه خداى سبحانه پروردگارى خود را در اختراع خلق و تركيب ارواح لطيفه ايشان در جسدهاى كثيفه ايشان آشكار فرموده پس چون بنده بسوى نفس خود نظر كند روحش را نبيند چنان كه لام الصمد ظاهر نميشود و در يك حاسه از حواس پنجگانه در نميآيد و چون بسوى نوشته نظر كند آنچه پنهان و لطيف بوده از برايش ظاهر گردد پس در هر زمان كه بنده در ماهيت آفريدگار و كيفيت او انديشه كند در او متحير و سرگردان شود و انديشهاش بچيزى كه از برايش متصور مىشود احاطه نكند زيرا كه آن جناب عز و جل آفريننده صورتها است و چون