اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤١١ - باب پنجاه و هشتم در بيان قضاء و قدر و فتنه يعنى آزمايش و روزىها و نرخها و قدرتهاى معين
فرمود كه اگر چنان باشى كه پروردگارت را فرمان نبرى روزى او را مخور و اگر چنان باشى كه دشمنش را دوست دارى از مملكت او بيرون رو و اگر بقضاء و قدرش قانع نباشى پروردگارى غير از او را طلب كن و بهمين اسناد گفت كه امير المؤمنين ٧ فرمود كه خداى تبارك و تعالى بموسى فرمود كه اى موسى وصيت من تو را بچهار چيز حفظ كن اول آنها مادامى كه تو گناهانت را نبينى كه آمرزيده مىشود بعيبهاى غير خود مشغول مشو و دويم مادامى كه تو گنجهاى مرا نبينى كه تمام و نابود شده بسبب روزيت اندوهگين مباش و سيم مادامى كه تو زوال ملك و برطرف شدن پادشاهى مرا نبينى كسى را غير از من اميد مدار چهارم مادامى كه تو شيطان را مرده نبينى از مكرش ايمن مباش بهمين اسناد از اصبغ بن نباته مرويست كه گفت امير المؤمنين ٧ فرمود اما بعد پس بدرستى كه همت داشتن بدنيا و اندوه خوردن بجهت آن در آنچه قرار داده شده در هر روز نميافزايد و آن را زياد نميكند و در آن تضييع زد و بر باد دادن توشه است و رو آوردن بآخرت در آنچه اندازه شده كم نميكند و آن را ناقص نميگرداند و در آن احراز معاد و استوار كردن و جمع نمودن و در حرز آوردن بازگشتنگاه خلق است يعنى روز قيامت پس اين اشعار را خواند كه
|
لو كان في صخرة البحر راسية |
صماء ملمومه ملس مراقيها |
|
|
رزق لنفس يراها اللَّه لانفلقت |
عنه فادت اليه كل ما فيها |
|
|
او كان بين طباق السبع مجمعه |
اسهل اللَّه في المرقا مراقيها |
|
|
حتى يوافى الذى في اللوح خط له |
ان هى اتته و الا فهو آيتها |
|
. يعنى اگر بوده باشد در سنگى در دريا كه ثابت و استوار است و سخت و گرد كه هموار است بالا رفتنگاههاى آن روزئى از براى تنى كه خدا آن را مىبيند هر آينه شكافته شود از آن يعنى بشكافد و آن روزى از آن سنك بيرون آيد پس برساند بسويش هر چه را كه در آنست يا بوده باشد در ميان طبقات آسمانهاى هفتگانه فراهم آورده شده هر آينه خدا آسان گرداند در وقت بالا رفتن بالا رفتگاههاى آنها را تا آنكه بيابد يا تمام داده شود آنچه را كه در لوح محفوظ نوشته شده از برايش اگر آن نفس بيايد آن روزى را فبها و اگر نه پس آن روزى آينده