اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٠٤ - «باب پنجاه و هفتم» در نفى جبر و تفويض
پدرم «ره» گفت كه حديث كرد ما را احمد بن ادريس از محمد بن احمد كه گفت حديث كرد ما را ابو عبد الله رازى از حسن بن حسين لؤلؤى از ابن سنان از مهزم كه گفت حضرت صادق ٧ فرمود مرا خبر ده از آنچه كسانى كه در پس سر گذاشته از مواليان ما در آن اختلاف كردهاند راوى ميگويد كه عرض كردم در باب جبر و تفويض فرمود كه از من بپرس عرض كردم كه خدا بندگان را بر گناهان جبر فرموده فرمود كه خدا از اين بر ايشان قاهرتر است راوى ميگويد كه عرض كردم كه بايشان تفويض نموده فرموده كه خدا بر ايشان از آن قادرتر است راوى ميگويد كه عرض كردم كه اين چه چيز است خدا تو را باصلاح آورد راوى ميگويد كه حضرت دو بار يا سه بار دستش را گردانيد و فرمود كه اگر تو را در آن جواب دهم كافر شوى حديث كرد ما را احمد بن هرون فامى (ره) گفت كه حديث كرد ما را عبد الله بن جعفر حميرى از پدرش كه گفت حديث كرد ما را ابراهيم بن هاشم از على بن معبد از حسين بن خالد از ابو الحسن حضرت على بن موسى الرضا ٧ كه گفت بآن حضرت عرض كردم كه يا ابن رسول اللَّه مردم ما را بسوى قول بتشبيه و جبر نسبت ميدهند بجهت آنچه در اين باب روايت شده از اخبار از پدرانت ائمه هدى : حضرت فرمود كه اى پسر خالد مرا خبر ده از اخبارى كه در باب تشبيه و جبر از پدرانم ائمه هدى : روايت شده بيشتر است يا اخبارى كه در اين باب از پيغمبر ٦ روايت شده عرض كردم كه بلكه آنچه از پيغمبر ٦ در اين باب روايت شده بيشتر است فرمود پس در اين هنگام بايد كه بگويند كه رسول خدا ٦ بتشبيه و خبر قائل بوده بآن حضرت عرض كردم كه ايشان ميگويند كه رسول خدا ٦ از اين چيزى را نفرموده و جز اين نيست كه بر او روايت شده و بر آن حضرت دروغ گفتهاند فرمود پس بگويند در حق پدران من : كه ايشان از اين چيزى را نگفتهاند و جز اين نيست كه بر ايشان روايت شده و دروغ بر ايشان بستهاند بعد از آن فرمود كه هر كه بتشبيه و جبر قائل باشد كافريست مشرك و ما در دنيا و آخرت از او بيزاريم