اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٠٠ - «باب پنجاه و هفتم» در نفى جبر و تفويض
مراد از آن اينست كه خدا امر را ببندگان گذاشته كه هر چه خواهند كنند بدون مدخليت آن جناب از توفيق و خذلان هر دو باطل است و حق اثبات امر بين الامرين است كه نه صرف جبر باشد و نه محض تفويض بلكه امر ثالثى است كه بشكستن صورت هر يك مزاجى گرفته غير از مزاج هر يك نظير سكنجبين نيست بسركه و انگبين نه آنكه قدرى از آن باشد و قدرى از اين چنان كه مذكور خواهد شد پدرم «ره» گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از يعقوب بن يزيد از حماد بن عيسى از ابراهيم بن عمر يمانى از حضرت صادق ٧ كه فرمود تا آخر آنچه در حديث هشتم از باب استطاعت گذشت مگر آنكه تفسير اذن در اينجا نيست و در فقره نهى چون امر لفظ از هر چه باشد در اينجا مذكور است و در آنجا نبود و ديگرى فرقى ندارند.
پدرم «ره» گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم از محمد بن عيسى از يونس بن عبد الرحمن از حفص بن قرط از حضرت صادق ٧ كه فرمود رسول خدا ص فرمود كه هر كه گمان كند كه خداى تبارك و تعالى ببدى و زشتى امر ميفرمايد بر خدا دروغ گفته و هر كه گمان كند كه خوبى و بدى بىخواست خدا است خدا را از سلطنتش بيرون برده و هر كه گمان كند كه گناهان بدون قوت خدا است بر خدا دروغ گفته و هر كه بر خدا دروغ گويد خدا او را در آتش دوزخ در آورد و مقصود از خوبى و بدى تندرستى و بيماريست و اين معنى قول خداى تعالى است كه وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً يعنى و مىآزمائيم شما را و مراد اينست كه با شما معامله آزمايندگان ميكنيم ببدى يعنى بلاها و مصيبتها و نيكوئى يعنى عطاها و نعمتها آزمودگى يعنى با شما معامله اهل امتحان مينمائيم در سختى و آسانى و نكبت و دولت تا مرتبه هر يك در صبر و جزع و شكر و كفران بر عالميان ظاهر شود.
حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل «ره» گفت كه حديث كرد ما را على بن حسين سعدآبادى از احمد بن ابى عبد الله برقى از پدرش از يونس بن عبد الرحمن از چندين نفر از حضرت باقر و صادق ٨ كه فرمودند بدرستى كه خداى عز و جل بخلق خود از آن مهربانتر است كه خلق خود را بر گناهان جبر كند بعد از آن ايشان